..روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران..
بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدای گدایان زهرا.. 
لینک دوستان

گفتم مهدی را برای ظهور خودت دعا کن...گفتا: اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِيَةِ...

و ما همچنان می گوییم: اللهم عجل لولیک الفرج...یا صاحب الزمان شرمنده ایم...

[ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ] [ 22:51 ] [ ناجی فاصله ها ]
حالم بدنيست غم كم ميخورم ، كم كه نه!هرروز كم كم ميخورم ، آب ميخواهم سرابم ميدهند ، عشق مي ورزم عذابم ميدهند ، خنجري برقلب بيمارم زدند بي گناهي بودم ودارم زدند ، چند روزيست حال و روزم ديدنيست ، حال و روزم از اين و آن پرسيدنيست ، گاه بر روي زمين زل ميزنم ، گاه بر حافظ تفأل ميزنم ، حافظ ديوانه فالم را گرفت ، يك غزل آمد كه حالم را گرفت ، ما ز ياران چشم ياري داشتيم ، خود غلط بود آنچه ميپنداشتيم..
[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 14:46 ] [ ناجی فاصله ها ]
علی را وصف در باور نیاید زبان هرگز ز وصفش بر نیاید علی تر کیبی از زیباترین هاست علی تلفیقی از شیواترین هاست علی (راز شگفت) روز آغاز علی یعنی سبکبالی و پرواز زبان عشق را گویاترین بود طریق درد را پویاترین بود دل دریایی اش دریای خون بود ضمیرش چون شهادت لاله گون بود صداقت از وجودش رشک می برد اصالت از حضورش غبطه می خورد صلا بت ذره ای از همتش بود شجاعت در کمند هیبتش بود فصاحت در زبانش موج می زد کلامش تکیه را بر اوج می زد غبار عشق خاک کوی او بود عبیر و مشک مست از بوی او بود علی با درد غربت آشنا بود علی تنها ترین مرد خدا بود علی در آستین دست خدا داشت قدم در آستان کبریا داشت نوای عشق از نای علی بود اذان سرخ ، آوای علی بود شهادت از وجودش آبرو یافت شهادت هر چه را دارد از او یافت علی سوز و گدازی جاودانه است علی راز و نیازی عاشقانه است طپش در سینه اش حرفی دگر داشت حدیث خوردن خون و جگر داشت شگفتا عشق از او وام گیرد محبت آید و الهام گیرد توان در پیش پایش ناتوان است فصاحت در حضورش بی زبان است خطر می لرزد از تکرار نامش سفر گم میشود در نیم گامش یورش از ذوالفقارش بیم دارد تهاجم صحبت از تسلیم دارد کفش خونین ترین گل پینه را داشت ضمیرش صافی آئینه را داشت من اورا دیده ام در بیکرانها فراتر از تمام کهکشان ها من او را دیده ام آن سوی بودن فراتر ز لحظه ناب سرودن من او را دیده ام در فصل مهتاب درون خانه مهتابی آب علی را از گِلِ (لا) آفریدن برای عشقِ ، مولا آفریدن سخن هر چند گویم ناتمام است سخن در حد او سودای خام است زدریا قطره آوردن هنر نیست زبانم را توانی بیشتر نیست ولی تا با سخن گردد دلم جُفت بگیرم آنچه آن فرزانه می گفت علی را قدر پیغمبر شناسد که هر کس خویش را بهتر شناسد
[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 23:14 ] [ ناجی فاصله ها ]
روش زندگي با مردم : با مردم آنگونه معاشرت كنيد، كه اگر مرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوي شما آيند. روش برخورد با دشمن: اگر بر دشمنت دست يافتي، بخشيدن او را شكرانة پيروزي قرار ده. (حكمت آيين دوست يابي : ناتوان ترين مردم كسي است كه در دوست يابي ناتوان است، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد. روش استفادة از نعمت ها : چون نشانه هاي نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسي نعمت ها را از خود دور نسازيد. روش ياري كردن مردم :از كفارة گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است. ترس از خدا در فزوني نعمت ها : اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس. اعتدال در بخشش و حسابرسي : بخشنده باش اما زياده روي نكن، در زندگي حسابگر باش اما سخت گير مباش. ضرورت ترك آداب جاهلي : (در سر راه صفين دهقانان شهر انبار تا امام را ديدند پياده شده، و پيشاپيش آن حضرت مي دويدند. فرمود: چرا چنين مي كنيد؟ گفتند: عادتي است كه پادشاهان خود را احترام مي كرديم، فرمود: )به خدا سوگند ! كه اميران شما از اين كار سودي نبردند، و شما در دنيا با آن خود را به زحمت مي افكنيد و در آخرت دچار رنج و زحمت مي گرديد، و چه زيانبار است رنجي كه عذاب در پي آن باشد، و چه سودمند است آسايشي كه با آن، امان از آتش جهنم باشد. ارزش ها و آداب معاشرت با مردم : به فرزندش امام حسن فرمود: پسرم ! چهار چيز از من ياد گير (در خوبي ها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل مي كني زيان نبيني: الف- خوبي ها 1- همانا ارزشمند ترين بي نيازي عقل است، 2- و بزرگ ترين فقر بي خردي است، 3- و ترسناك ترين تنهايي خود پسندي است، 4- و گرامي ترين ارزش خانوادگي، اخلاق نيكوست. ب- هشدارها 1- پسرم ! از دوستي با احمق بپرهيز، چرا كه مي خواهد به تو نفعي رساند اما دچار زيانت مي كند. 2- از دوستي با بخيل بپرهيز، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز داري از تو دريغ مي دارد. 3- و از دوستي با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايي تو را مي فروشد. 4- و از دوستي با دروغگو بپرهيز، كه او به سراب ماند، دور را به تو نزديك، و نزديك را دور مي نماياند. جايگاه واجبات و مستحبات : عمل مستحب انسان را به خدا نزديك نمي گرداند اگر به واجب زيان رساند.
[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 18:30 ] [ ناجی فاصله ها ]

بین شکرگزاری و افزون شدن نعمت چه رابطه ای وجود دارد؟

به گفته بعضی از مفسران بزرگ، 'شکر مطلق' آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد; بی هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد بدون هیچ‌گونه معصیت و اطاعت فرمان او کند خالی از هرگونه سرپیچی و مسلم است که این اوصاف در کمتر کسی جمع می‌شود.

حقیقت شکر، تنها تشکر زبانی مانند گفتن "الحمدلله" و مانند آن نیست بلکه شکر دارای سه مرحله است:
نخست آن که به دقت بیندیشیم که بخشنده ی نعمت کیست و به او توجه کنیم. دومین مرحله، شکر زبانی است.


مرحله ی سوم که از همه مهم تر است، شکر عملی است، یعنی اینکه درست بیندیشیم که هر نعمتی برای چه هدفی به ما داده شده است و آن را در مورد خودش به کار گیریم که اگر چنین نکنیم، کفران نعمت کرده ایم.


آری اگر نعمت چشم را در راه دیدن نشانه های الهی، نعمت گوش را در راه شنیدن آیات خدا، نعمت عقل را در راه شناخت آفریدگار هستی و به طور کلی هر نعمتی را در مسیر خود مصرف کردیم، خداوند را شکر کرده ایم، اما اگر همین نعمت ها وسیله ای برای طغیان و خودپرستی و غرور و غفلت و بیگانگی از خدا شد، مسلماً کفران نعمت کرده ایم، اگرچه همواره با زبان، خدا را شکر کنیم.


امام صادق (علیه السلام) می فرماید:" کمترین شکر این است که نعمت را از خدا بدانی، بدون آن که خدا را فراموش کنی و دلت به کلی به آن نعمت مشغول گردد، و به آنچه خدا به تو اعطا کرده، راضی باشی و آن را وسیله ی نافرمانی او قرار ندهی و با امر ونهی و با استفاده از نعمت هایش مخالفت نکنی."


از این جا روشن می شود که شیوه ی شکر کردن برای قدرت و علم و نیروی فکر و اندیشه و نفوذ اجتماعی و مال و ثروت و سلامت و تندرستی کدام است و کفران آن چگونه است.


در روایتی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم : " شکر نعمت، پرهیز از گناهان است" همچنین از ایجاد رابطه ی میان شکر و فزونی نعمت روشن می شود که هر گاه انسان ها نعمت های خدا را درست در همان هدف های واقعی نعمت صرف کنند، در عمل ثابت می کنند که لیاقت و شایستگی سبب فیض بیشتر و موهبت افزون تر می گردد. در برابر این گروه، افراد نالایق و ناشایستی هستند که حتی نعمتی که در اختیار دارند، برای آنان اضافی است، تا چه رسد به فزونی نعمت.


ای کریمی که از خزانه غیب گبـر و ترسا وظیفه‌خور / داری دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمن این نظر داری


فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردی بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا بنات نبات در مهد زمین بپرورد درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز وردق در برگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده عصاره نالی به قدرت او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.


ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری / همه از بحر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری


انسان باید غافل از گذشته و حال نباشد وهمواره به شرایط، آگاهی خویش را توسعه بده وهمواره فضا را بسته نبیند و دید وسیعی داشته باشد.


قرآن کریم می‌فرماید: "اعْمَلُوَّاْ ءَال‌َ دَاوُدَ شُکْرًا; (سبا، 13) ای آل داود، شکر [این همه نعمت را ] به‌جای آورید."
شکر بیشتر از مقوله "عمل" است و باید آن را در لابه ‌لای اعمال انسان دریافت و شاید به همین علت، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است: "قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُون‌َ; (ملک، 24) کم‌تر شکر او را به‌جای می‌آورید."; "وَ قَلِیل‌ٌ مِّن‌ْ عِبَادِی‌َ الشَّکُورُ; (سبا، 13) اما عده کمی از بندگان من شکر گذارند." و در آیه 73 سوره نمل نیز می‌فرماید: " وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون‌َ; (نمل، 73) بیشتر آن‌ها شکرگزاری نمی‌کنند."


شکر نعمت
از طرف دیگر، با توجه به این نکته که نعمت‌های خداوند که سر تا پای وجود انسان را احاطه کرده، آن‌قدر زیاد است که قابل شماره نیست، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعی‌اش در برابر تمام نعمت‌ها به گونه‌ای که همه را بدون استثنا در طریق بندگی خدا ـ که نعمت‌ها برای آن آفریده شده است ـ به کار گیرد کم‌تر یافت می‌شود.


به تعبیر دیگر و به گفته بعضی از مفسران بزرگ، "شکر مطلق" آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد; بی هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد; بدون هیچ‌گونه معصیت; و اطاعت فرمان او کند خالی از هرگونه سرپیچی; و مسلم است که این اوصاف در کم‌تر کسی جمع می‌شود.


کسی از امام صادق علیه السلام پرسید: "آیا شکر پروردگار حدی دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود؟" فرمود: "آری" پرسید: "چگونه؟" فرمود: "خدا را بر تمام نعمت‌هایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند و اگر در اموالی که به او داده حقی باشد ادا کند.


توجه به این نکته نیز ضروری است که تشکر و قدردانی از کسانی که وسیله نعمتی برای انسان هستند نیز شعبه‌ای از شکر خداست.

[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ 21:3 ] [ ناجی فاصله ها ]
همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر

چون قطره ‏اى است در درياى عميق   (حضرت علی(ع))

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 19:15 ] [ ناجی فاصله ها ]

خـدایـا

 عزیزانم را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که..
هر کجا تردیدی هست ایمان؛
هر کجا زخمی هست مرهم؛
هر کجا نومیدی هست امیدواری؛
و هر کجا نفرتی هست عشق جای آنرا فرا گیرد.

[ شنبه نهم فروردین 1393 ] [ 18:53 ] [ ناجی فاصله ها ]
آخرین پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامى که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاى نیک مانع آن مى باشد.
و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.


[ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ] [ 10:52 ] [ ناجی فاصله ها ]
امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند:
بد آدمي است آن كه داراي دو چهره و دو زبان مي باشد; دوست و برادرش را در حضور، تعريف و تمجيد مي كند ولي در غياب و پشت سر، بدگوئي و مذمّت مي نمايد كه همانند خوردن گوشت هاي بدن او محسوب مي شود، چنين شخص دو چهره اگر دوستش در آسايش و رفاه باشد حسادت مي ورزد و اگر در ناراحتي و سختي باشد زخم زبان مي زند.

هیچ بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد٬

تا دروغ را چه شوخی باشد یا جدّی مطلقاً ترک کند.(امام علی(ع))

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 21:20 ] [ ناجی فاصله ها ]
سلام..

گاهی نگرانی و استرس و غم و اندوه به نحوی به سراغم میاد که نمی تونم از اون خلاص شم

نمیدونم علت اون گناهانم هست یا این زندگی های  ماشینی این زمونه و مشکلاتش..نمیدونم

باور کنید وقتی به اون معظلات ذهنی و روحی به سراغم میاد فقط یک چیز ارامش میده فقط خدا..

و خدا مرا بس است..

و روی زمین کیست که مایه ارامش است؟

بله امام زمانمان مهدی موعود(عج)..

به او پناه می برم و دست نیاز به سویش دراز میکنم..

باشد که مورد لطف و رحمت و مغفرت باری تالی قرار بگیریم ان شا الله..

[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 21:38 ] [ ناجی فاصله ها ]

سلام بر همه منتظران..

خدایا خوشحالم از اینکه روزی خواهد آمد که ذخیره الهی به اذن خدای متعال اجازه قیام خواهد داشت تا انتقام  آل عبا و شیعیان را خواهد گرفت..

بله او انتقام همه خون ها و ظلم هایی که در حق صالحان کوی دوست از اول خلقت تا آن زمانی که اجازه ظهور داده شود را خواهد ستاند..

باورتان میشود تمام ظلم هایی که در حق پیامبران عظیم الشان(ص) و امامان معصوم(ع) و همه شیعیان و دوستداران همه اهل بیت روا داشته اند را خواهد ستاند..

بله او خواهد آمد و و زمین مرده به فیض وجود او بر او و بر همراهانش خواهد بالید و شادیش را به عرض خدا خواهد رساند..

بله مرهم زخم های همه خوبان عالم خواهد آمد ..

مردی از تبار علی(ع) و حضرت زهرا(س) خواهد امد و شمشیر ذوالفقار جدش علی(ع) که شمشیر انتقام خداست بر دست خواهد امد.

به این امید زنده ایم که مردی خواهد امد که میگوید هر کس میخواهد جمال تمام پیامبران اوالعزم(ص) را ببیند به من نظر کند..

میگوید هر کس میخواهد جمال نورانی تمام امامان معصوم(صلوات الله و سلامه علیه) را ببیند به من نظر کند..

خدا تمام قوت قلبم،تمام آرزویم آن روز است که به اراده خدای متعال خواهد امد و تمام غم های روزگاران را که در دل عشاق است را برطرف میکند..

و آنروز است که وعده خدای متعال به معنای واقع کلمه در تمام دنیا عدالت و صلح برپا خواهد شد و حکومت زمین بفرموده قرآن به مردی از تبار صالحان خواهد رسید..

واقعا رواست در جایی که مردانی از عرش خدا روی زمین باشند و حکومت به نااهلان و فاسدان و کافران و فجار بیفتد.. بله حقوق واقعی امامان معصوم(ع)که از جانب خدا روی زمین بودند به ناحق از آنها سلب شد و ظلم هایی که در حق امامان معصوم(ع) و شیعیان انان روا داشته شد..

منتظران برای آمدن امام زمان(عج) با سپاهی از شهدا دعا کنید ..(اللهم عجل لولیک الفرج)

 

[ جمعه بیستم دی 1392 ] [ 14:15 ] [ ناجی فاصله ها ]

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشگر بود

پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است

با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور

بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است.

 

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمیگردد.

 

دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی

ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی

ازشنبه درون خود تلنبار شدیم/تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر دیداریم/ جمعه شد و لنگ ظهر بیدارشدیم .

 

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم

تا دست کشی بر سر سودا زده من

 

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد/ برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن/ آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد.

 

ارباب زمین، امیر مریخ، بیا

تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا

از قول همه منتظران می گویم

ای پیرترین جوان تاریخ بیا..

 

[ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ] [ 21:39 ] [ ناجی فاصله ها ]

مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره)

و ای نفس! بدان که می توانی نزدیکی و رضایت او را در مدت یک روز بلکه در یک ساعت و یک لحظه بدست آوری.

بشرط اینکه بدانی نیت تو در ترک غیر خدا و قصد دیدار او صادقانه و پاک است.

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 22:37 ] [ ناجی فاصله ها ]
اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو
دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی
کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی
اومدم همسایه های پاپرت رو دون بدم
دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم
روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدم
خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم
بگم آفتابیو و عاشقم درست مثل جنوب
با همون لهجه دریایی که میدونی تو خوب
مِ از سید مظفر به تو دخیل اَ بندُم
نظرُم هَ بیارُم یِتا کیسه گندم
شاید که کفترانِت لایقُم بِدونِن
حاجتی که اوم هَ به گوشت برسانِن
تو چشمه محبت مِ تشنه نگاتُم
تو کعبه امیدی به هر دم نه صداتم
اسم نازنینت تا روی زبونِن
اون گدن مدائک لحظه اذانِن
روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم
میون گریه بگم غریبو در به در منم
تو رو شاهد بگیرم که با خدا حرف بزنی
میدونم که دست رد باز به سینم نمیزنی
میدونم شفاعت بی منتت زبون زده
به همین امید دلم به مشهد تو اومده
تو که اسمت با غم نقاره ها روی لباست
همه صحن طلات ردپای فرشته هاست
دست خالی هیچکسی از در خونت نمیره
یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره
یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره..

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 22:33 ] [ ناجی فاصله ها ]
علامه آیة الله سید محمد حسین طباطبایی فرمودند : همه ائمه ، رئوفند ؛ ولی رأفت امام رضا (ع) حسی است . همین که وارد حرم می شوی ، می فهمی که حضرت رئوف است.

امام رضا علیه‏السلام فرمود:کسی که با دوری راه سرا و مزار من به زیارت من بیاید،

روز قیامت در سه جا (برای دستگیری) نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید:

هنگامی که نامه‏ها (ی اعمال) در راست و چپ به پرواز درآیند،

 نزد (پل) صراط

و نزد میزان (محل سنجش اعمال).

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 22:10 ] [ ناجی فاصله ها ]

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم ،تو در من
از من به من نزدیک تر تو
از تو به تو نزدیک تر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی من باتوام تنهای تنها
من با توام هرجا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه دل
باور نکن تنهاییت را
من با تو ام منزل به منزل..

 
[ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 ] [ 18:1 ] [ ناجی فاصله ها ]

در زیارت اربعین می خوانیم :السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات...معنای واژه قتیل العبرات چیست؟

در روایات آمده است که امام حسین علیه السلام فرمودند : انا قتیل العبرات

( من کشته اشک چشم هستم ) . معنای عبارت ثقیل به نظر می آید که در

تفسیر آن سه وجه محتمل است :

1 - شایسته است که فقط در همه مصائب ، بر ابا عبد الله الحسین علیه السلام

گریه نمود . در روایات آمده است حتی وقتی بر مردگان گریه می کنید حضرت

حسین علیه السلام را مد نظر بیاورید تا در ثواب گریه بر ایشان شریک

بوده و از سفره پر فیض  ایشان بی بهره نمانید .

شخصی آمد محضر یکی از امامان معصوم و از ایشان سوال نمود :

من در مصائب امام حسین گریه ام نمی آید ، آید می شود خود را با یاد اموات

منقلب ساخته و برای ایشان گریه نمایم ؟ آیا در ثواب گریه شریک هستم ؟

ایشان  فرمودند : مانعی ندارد و در ثواب گریه شریک هستی .

2 - در تشکیلات اباعبدالله در قبال گریه بر امام حسین علیه السلام بی حساب و

کتاب اجر می دهند  و گریه بر ایشان  باعث بوجود آمدن صفت رحمت و رقت در

قلوب است که این نیز از اسباب تقرب به خداست و گریه بر ایشان آثار

فراوانی دارد که یکی از آنها برائت از آتش دوزخ است . پس خداوند به

واسطه ی گریه بر ایشان افراد زیادی را از آتش دوزخ رهائی می بخشد .

3 - بسیاری از مشرکین با دستان پر خیر و برکت امیر مومنان علی علیه السلام

به درک واصل شده بودند . در جنگ بدر ، احد و... بسیاری دیگر از جنگها .

 ابا عبد الله می فرمایند : من بواسطه اشک هائی که دشمنان دین در غم از دست

دادن کفار ریختند به شهادت رسیدم . این جمله بدین معناست که :

بغض نسب به علی بن ابیطالب بواسطه به درک واصل شدن کفار ( از بنی امیه ) به دست

علی بن ابیطالب  باعث شد که کسانی که از روی نفاق اسلام  آورده بودند ، کمر به قتل حسین بن علی و خاندانش ببندند.

و یزید لعنة الله علیه از نوادگان هند جگر خوار از سلسله همین افراد است .

این جمله در تاریخ مشهور است که لشگر دشمن در روز عاشورا به حسین بن علی علیهما السلام

گفتند : ما به خاطر دشمنی با پدر تو با تو می جنگیم .

4 - چون  ظلم در زمان یزید به حد اعلای خود رسید و علنی به دین  و شخصیت افراد

اهانت صورت می گرفت( تا جائیکه مردم مسلمان می بایست در غم از دست دادن

میمون یزید لباس سیاه بر تن کنند و در سه روز عزای عمومی اعلام شده از

جانب یزید ؛ به عزاداری مشغول شوند) گریه های مردم مظلوم بلند شد که

خدایا فریاد رسی را برسان تا ما را از دست این نا نجیب نجات دهد ؛ این

گریه ها باث شد که ابی عبدالله قیام نمایند و قیام ایشان منجر به شهادت

آن بزرگوار گردید.

[ چهارشنبه ششم آذر 1392 ] [ 18:18 ] [ ناجی فاصله ها ]

از لباس کهنه ات خجالت نکش ، از افکار کهنه ات شرمنده باش..(انیشتین)

 

هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد  خودت را برای توجیه خسته نکن..

 

مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود که در برابر آن چه مهم است ، سکوت می کنی...

 

پایانی برای قصه نیست چرا که نه گوسفندان عاقل میشوند و نه گرگها سیر..

 

کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید ..

 

خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد ..

 

بی شعوری یعنی لطف دیگران را وظیفه ی آنان پنداشتن..

 

سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رویا هستی..

 

[ جمعه یکم آذر 1392 ] [ 18:16 ] [ ناجی فاصله ها ]

 ..

اي منجي رهايي دين خدا بيا

جبران دردهاي دل هل اتي بيا

اي آخرين سلام مظلوم اهل بيت

آقا تو را به آبروي مصطفي بيا

از چاه هاي كوفه چه داري خبر بگو

اي با خبر به درد دل مرتضي بيا

ام الائمه جوان منتظر تو راست

اي محتواي مصحف زهرا بيا

از غربت غريب مدينه به ما بگو

اي آشناي زخم دل مجتبي بيا

سنگين ترين مصيبت تو داغ كربلاست

اي منتقم خامس آل عبا بيا

احياگر صحيفه سجاديه تويي

اي شرح حال واقعه نينوا بيا

بي تو دم از وصيت باقر نمي زنيم

اي ميزبان هيئت صحن مِنا بيا

شيخ الائمه گفت كه خدمتگذار توست

اي مقتداي صادق آل عبا بيا

باب الحوائجي كه دخيل تو بسته است

از چاه گفت يوسف زهرا تو را، بيا

تو نور چشم عالم آل محمدي

سوگند بر پيمبر و جان رضا بيا

از كودكي جواد الائمه به ياد تو

آقا قسم به گريه ابن الرضا بيا

تبعيدگاه هادي دين يك بهانه ماند

ديگر تو بر نجات امام الهدي بيا

حاجت به غير تو حسن عسگري نداشت

اي مانده از قديم ز بابا جدا بيا

سرداب سامرا، ز سحر تا سحر بسوز

سر داده ايم سلام صباح و مساء بيا

حالا قسم به درد اسيري عمه ات

با ذوالفقار حضرت مولا بيا..

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 16:19 ] [ ناجی فاصله ها ]

هل من معین او را باید جواب دادن شیعه امام خود را تنها نمی گذارد.

اگر اندکی درنگ کنی، خواهی دید که امروز عاشورا و ارض زیر پایت کربلاست

و حسین بن علی (ع) هنوز هم منتظر لبیک توست تا دستت گیرد و کربلاییت کند.

 

خدایا نکند مبادا صدای هل من نصر ینصرنی امام زمانمان(عج) را نشنویم..

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 23:0 ] [ ناجی فاصله ها ]

راه کارهای عملی عاقبت به خیر شدن؟

 

1. همیشه نماز هایتان را در اول وقت بخوان خصوصا نماز صبح

2. توسل به ائمه معصومین (علیهم السلام) خصوصا امام حسین (علیه السلام) را مداومت داشته باش لااقل در رخت خوابت سلام و لعن آخر زیارت عاشورا را یک بار با توجه بخوان. (ساده است اما بسیار کار ساز)

3. هر شب قبل از خواب از هر گناهی که در طول روز انجام داده ای توبه کن و با زبانت (نه در قلبت) به خدا بگو که همه ی آنها را ببخشد.

4. اگر که متأهل هستی؛ خوش اخلاقی و مدارا و گذشت کردن با همسرت و خدمت به او و رضا نگه داشتن او را فراموش نکن هر چند که تقصیر ازتو نباشد و با هر بار مشاجره بدان که از رحمت خدا به دور می شوید.

5. زندگی نامه بزرگان را مطالعه کن مثلا کتاب سیمای فرزانگان آقای رضا مختاری

6. در مراسمات دسته جمعی مثلا دعا و هیئات عزاداری شرکت کنید. (تا حدی که خوشتان بیاید و هر وقت دید که خسته شدید و حوصله یتان سر رفت حتما مجلس را ترک کنید)

7. اگر بتوانی نماز شب بخوان نمی گویم همه ی یازده رکعتش را بلکه در حد یک رکعت نماز وتر با یک قنوت ساده. اگر هم هر شب نتوانستی لااقل یک شب در میان و اگر آن هم نشد لااقل شبهای جمعه.(فرض کن می خواهی روزه بگیری و برای پر کردن شکمت بیدار شوی پس نگو نمی شود زیرا سی روز ماه رمضان توانستی بیدار شوی و تو همان شخصِ در ماه رمضان هستی پس می توانی. از خدا بخواه می شود)

8. کتابهای اصلاح نفس خصوصا معراج السعاده نوشته ملا احمد نراقی را بخوان که آقای بهجت می فرمودند روزی نیم صفحه از این کتاب مطالعه شود البته از باب سوم به بعدش را بخوانید ؛ اولش مطالب سنگین دارد.

ان شا الله  این حقیر هم بتونم اینا رو رعایت کنم.. سخته اما شدنیه.!!

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 21:17 ] [ ناجی فاصله ها ]

خداوندا شرمگینیم که دیوار صبرهامان به قدر مهربانی ات بلند نیست

از فقر گریزانیم و در پی ثروت هراسان و بی امان می دویم

شهوت ها را راه می دهیم به قلب ها مان

و حکمرانی می کند نفسمان بر ما

خدایا شرمگینیم که خود را از تو پنهان می بینیم

شرمگینیم که گاهی تو را نمی بینیم

آینه ای به شفافی وجودت مقابلمان قرار ده تا بودنمان را در آن نظاره کنیم

چرا که شرمگینیم از اینگونه بودن...

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 ] [ 21:17 ] [ ناجی فاصله ها ]

در روایتی طولانی که از امیر مومنان علی علیه السلام کارهای زیادی عنوان شده که حاصل آن می تواند تنگدستی و فقر باشد. برخی از این موارد در زیر می آید:

سوگند دروغ تهیدستى آورد،

زنا تهیدستى آورد،

حرص ‏ورزیدن تهیدستى آورد،

به خواب رفتن بین نماز مغرب و عشاء تهیدستى آورد،

به خواب رفتن قبل از طلوع آفتاب باعث فقر شود،

عادت به دروغگویى تهیدستى آورد،

زیاد گوش دادن به غناء تهیدستى آورد،

رد کردن فقیرى که در شب ذکر خدا میگوید موجب تنگدستى شود،

عقل معیشتى نداشتن تهیدستى آورد،

از فامیل بریدن تهیدستى آورد.

[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 22:9 ] [ ناجی فاصله ها ]

در مظلومیت امام حسین (ع) همین بس که چون منی خود را نوکر او میداند...

ما کجا و نوکری ارباب کجا..؟!

[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 13:39 ] [ ناجی فاصله ها ]

السلام علیک یا صاحب الزمان..

آقا جان،صاحب عزا ،تمام هستی ام به فدایت.. تسلیت عرض میکنم..

 

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم

که چرا عشق به انسان نرسیده است

چرا آب به گلدان نرسیده است

چرا لحظه ی باران نرسیده است

به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است

به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است

غم عشق به پایان نرسیده است

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید

بنویسد که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

دل عشق ترک خورد گل زخم نمک خورد

زمین مرد زمان بر سر دوشش

غم و اندوه به انبوه فقط بود

زمین مرد زمین مرد

خداوند گواه است دلم چشم به راه است

و در حسرت یک پلک نگاه است

ولی حیف نصیبم فقط آه است

چو آیینه روی من بیچاره سیاه است

و جا دارد از این شهر بمیرم که بمیرم که بمیرم

عصر این جمعه دلگیر

وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس

تو کجایی گل نرگس..؟؟

به خدای نفس های غریب تو که آغشته به حزن است

ز جنس غم و ماتم زده آتش به دل عالم و آدم

مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوی کدامین غم

عظمی به تنت رخت عزا کرده ای عشق مجسم

که به جای نم شبنم بچکد خون جگر

دم بدم از عمق نگاهت نکند باز شده ماه محرم

که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت

به فدای نخ آن شال سیاهت

به فدای رخت ای ماه بیا

صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس واین روضه و این بزم تویی

کنون شعله ی آه تو شود حس

تو کجایی گل نرگس

دل ما سوخته از آه نفس های غریبت

دل ما بال کبوتر شده خاکستر پرپر شده

همراه نسیم سحری روی پر فتروس معراج نفس

گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی

به همان صحن و سرایی

که شما زایر آنی

خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت

زیر رکابت ببری،   تا بشوم کرب و بلایی

به خدا در هوس دیدین شش گوشه دلم تاب ندارد

نگاهم خواب ندارم، قلمم گوشه دفتر غزلی نام ندارم

شب من روزنه مهتاب ندارم

همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق

بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد

گریه کن گریه خون گریه کن آری

که هر آن مرثیه را.... شنیده است شما دیده ای آنرا

و اگر طاقتتان است کنون من نفسی

روضه ز مقتل بنویسم

و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من

همچون عصا در ید موسی بشود

چون تپش موج مصیبان بلند است

به گستردگی ساحل نیل است

و این بس طویل است

بگذارید که قبلش بنویسم

که ببخشید مرا یوسف زهرا

اگر این مخمل خون بر ....... حروف است

که روضه مکشوف ... است

عطش بر لب عطشان رباب است

صدای تپش سطر به سطرش همگی موج نزن آب فرات است

به ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است

ولی حیف که ارباب قتیل العبرات است

ولی حیف که ارباب اسیر الکربات است

ولی حیف که هنوزم که هنوز است

حسین بن علی تشنه آب است

و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی

الف قامت او دال

و همه هستی او در کف گودال

چه بس آه که از شمر و.....

خدایا چه بگویم که دلم تاب ندارد

به خدا با خبرم می گذرد از تپش روضه که خود غرق عزایی

تو خودت کرب و بلایی

قسمت میدهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی

تو کجایی تو کجایی..؟؟

[ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 ] [ 21:37 ] [ ناجی فاصله ها ]
1.خواندن دعای فرج در قنوت نمازها

2. خواندن سه بار سوره ی توحید بعد از هر نماز واجب (توصیه میرزا جواد اقا ملکی تبریزی(

3. هدیه دادن ثواب اعمال مستحبی خود به آقا، که اینکار باعث شفاعت ایشان در شب اول قبر وهنگام مرگ می شود.

4.گذشت کردن از بدی دیگران جهت خشنودی اقا امام زمان (عج)

5.هدیه کردن صلوات زیاد به امام زمان (عج)

6.خواندن روزانه ی دعای عهد وتجدید میثاق با ایشان.

7.خواندن زیارت عاشورا به اندازه ی توان ،به نیت امام زمان (عج).

8. زیاد خواندن دعای غریق جهت در امان ماندن از فتنه های آخرالزمان.

(متن دعا: یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا مقلب القلوب ،ثبت قلوبی علی دینک)

9. دادن صدقه به نیابت از حضرت.

10.انجام سفر زیارتی به نیابت از حضرت.

11.انجام ختم قران ونماز مستحبی وهدیه به حضرت.

[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 19:38 ] [ ناجی فاصله ها ]

در این دنیا که من مخلوق و معبودم خداست

با حیرت از خود می پرسم که چرا نیازمندم 

در حالیکه که خدایم بخشنده است؟

دردمندم در حالیکه خدایم درمان درد است؟

غریبم درحالیکه خدایم همیشه در کنارم است؟

شاید نه خود را خوب شناختم و نه خدای خود را ..

[ شنبه چهارم آبان 1392 ] [ 20:49 ] [ ناجی فاصله ها ]
دوباره دلم برات تنگ شده
از غم دوری تو تب کردم
من مقصرم خودم میدونم
همه روزامو خودم شب کردم

من همش بهونه آوردم که
راه خونه ی تو خیلی دوره
اما عشق تو مث بارون شد
داره چشمای منو میشوره

من به عشق تو پر زدم، تا دوباره پیش تو اومدم
چشم من رو به احساس تو وا شد
قلبم از خودش بی خوده، مث کفترا هوایی شده
زیر نامه ی عشق من امضا شد

خودت امشب همه چی رو خوندی
از نگاه من عاشق پیشه
بهترین صحنه ی عمره وقتی
چشم من از عشق تو تر میشه

یه صدایی توی گوشم می گفت
حق نداری که مردد باشی
دورترین فاصله ها نزدیکه
شرطش اینه که تو مقصد باشی

من به عشق تو پر زدم، تا دوباره پیش تو اومدم
چشم من رو به احساس تو وا شد
قلبم از خودش بی خوده، مث کفترا هوایی شده
زیر نامه ی عشق من امضا شد دوباره دلم برات تنگ شده
از غم دوری تو تب کردم
من مقصرم خودم میدونم
همه روزامو خودم شب کردم

من همش بهونه آوردم که
راه خونه ی تو خیلی دوره
اما عشق تو مث بارون شد
داره چشمای منو میشوره

من به عشق تو پر زدم، تا دوباره پیش تو اومدم
چشم من رو به احساس تو وا شد
قلبم از خودش بی خوده، مث کفترا هوایی شده
زیر نامه ی عشق من امضا شد

خودت امشب همه چی رو خوندی
از نگاه من عاشق پیشه
بهترین صحنه ی عمره وقتی
چشم من از عشق تو تر میشه

یه صدایی توی گوشم می گفت
حق نداری که مردد باشی
دورترین فاصله ها نزدیکه
شرطش اینه که تو مقصد باشی

من به عشق تو پر زدم، تا دوباره پیش تو اومدم
چشم من رو به احساس تو وا شد
قلبم از خودش بی خوده، مث کفترا هوایی شده
زیر نامه ی عشق من امضا شد..

[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 21:4 ] [ ناجی فاصله ها ]

.

امون بده ای دله عاشقم اون واسه تو عشق نمیشه

ای دلم صداقتش هنوز واست سواله کنار تو بمونه ، اون محاله..!!

امون بده بزار فراموش کنم شعله ی عشقمونوخاموش کنم

اون همدم تنهاییات نمیشه موندنی نیست فکرتو نیست همیشه

نزار که عشقت پای اون هدر شه نذار واست عاشقی دردِ سرشه

اگه لیاقت تورو نداره غصه نخورخداهواتو داره

نکن به چشمای سیاهش عادت غصه نخور شاید نبوده قسمت

اون مرهم درد دلت نمیشه باتو نیست فکرتو نیست همیشه

به کی بگم درِ دلم رو از کی باید ناله کنم

خدا به داد من برس من دارم دِق میکنم .. دارم دِق میکنم

نذار که عشقت پای اون هدرشه نذار واست عاشقی دردِ سرشه

اگه لیاقت تورو نداره غصه نخورخدا هواتو داره

 

[ چهارشنبه بیستم شهریور 1392 ] [ 18:58 ] [ ناجی فاصله ها ]

نبضمو بگیر و دنیامو بپرس ، دست تاریکی من فانوسه

حال تنهایی من دور از تو، مثل قایقی رو اقیانوسه

با تو اون لحظه که قلبم میزنه ، بهترین لحظه ی دنیای منه

نگو تاریکی رو احساس میکنم ، دل من مثل ستاره روشنه

تو رسیدی بین بیداری و خواب ، تا شب غربت رو طاقت بیارم

تو نشستی پای آرامش من ، با تو این دقیقه ها رو دوست دارم..

[ شنبه نهم شهریور 1392 ] [ 19:9 ] [ ناجی فاصله ها ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

(هوالمحبوب)

خدا را در قلب کسانی یافتم
که بدون هیچ توقعی مهربانند.

تمام لذت دنیایم همین است،
که مولایم امیرالمومنین (ع) است.

آیت الله بهجت:اگرمادعوت حضور او
را نپذیریم ما چه هستیم؟!

راه رسیدن به امام زمان (عج) چیست ؟
امام زمان (عج) خود فرموده است:شما خوب باشید
ما خودمان شما را پیدا مى كنیم.(علامه طباطبایی)

خدایا از من بگیر هر آنچه را که تو را از من می گیرد

مردم خوابند وقتی میمیرند بیدار خواهندشد.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد...

عشق و علاقه ای که با دروغ زنده باشد
با حقیقتی به پای چوبه دار می رود.

دم همه اونایی که تو خونه تکونی
دلشون ما رو دور نریختن گرم،
ما هم سعی می کنیم زیاد جا نگیریم!

خداوندا نادانی دیروزم،شادی امروزم را گرفت
پس نادانی امروزم رابگیر تا شادی فردایم راازدست ندهم!

آرامش سهم قلبی است كـه درتصرف خداست

همیشــــه دلتنگی به خاطر نبـودن شخصی نیست
گاه به علت حضور کسی در کنارت است
که حواسش به تـو نیست

همیشه یادمون باشه که نگفته ها
رو میتونیم بگیم اما گفته ها رو
نمى تونیم پس بگیریم

زندگی به من آموخـت هیچکس شبیه حرفهایـش نیست

یادت باشه دل هرکی رو بشکونی دلت رو میشکنن..

تا فاصله هست دلتنگی معنی دارد
تا دلتنگی هست دوست داشتن
معنی دارد تا دوست داشتن هست
نگاه عاشقانه لذت دارد
و تا عشق هست فاصله ستاره ها
را به چشمک زدن وا می دارد.

اگر پیاده هم هستی سفر کن
در ماندن میپوسی

انسان های کوچک به افراد می پردازند
انسان های متوسط به اعمال
ولی انسان های بزرگ به افکار

احساس عشق همه ما را دچار
این توهم گمراه کننده میسازد
که طرف خود را میشناسیم

برایت یک بغل گندم،دلی خشنود از مردم
برایت سفره ای ساده،حلال و پاک وآماده
برایت شور پاییزی که برگ غم فرو ریزی
برایت یک بغل احساس
دو بیتی های عطر یاس
برایت هر چه خوبی بود دعا کردم دعایم کن...

درد یعنی عاشقانه هایی که مینویسی
تا دیگران را به یادعشقشان بیندازد
و تو همچنان بنویس بدون اینکه
عشق کسی باشی
یا حتی در یاد کسی

برای دردهایم نشانه میگذارم تا یادم
بماند کجا دست خدا را رها کردم….

خدایا کمکم کن عهدی را که با تو
در طوفان بستم در آرامش فراموش نکنم.

خــدایا یـــــاریم کـــــن اگــر
چـیزی شکـسـتم دل نبـاشد.

پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار....
به اندازه یک نگاه...
به اندازه یک لبخند....
تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم
هیچ از خود پرسیده ای بی عشق چه خواهی کرد؟

روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام
این است که زیر لب بگویی:
"یادش بخیر..."

از ديروزها به دنبالت دويدم و
به اميد ديدارت به امروز رسيدم
ولي افسوس...!

میدانی؟آدم های ساده
ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری می کنند
ساده عشق می ورزند
ساده میمانند اما سخت دل می کنند

باران نمي شوم که نگويی:
با چه منتی خود را بر شيشه می کوبد
تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهی بيندازم
ابر می شوم،که از نگرانی يک روز بارانی،
هر لحظه پنجره را بگشايی و مرا در
آسمان نگاه کنی.

در ظلمت این دشت خاموش!
مرگ،چشمه ای زلال است
که دردهایت را در آن می شویی
و به سادگی، از خواب زندگی،
بیدار می شوی!

دلی که از بی کسی غمگین است
هر کسی را می تواند تحمل کند.

زندگی کتابی است که نویسنده اش خودت هستی.

مالکیت فقط مختص خداست..

هیـچ بــالـشـی،نـرم تــر از وجدان آسوده نـیست!!

بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است
که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن .

در دنیای حقیقت در جستجوی معرفت
به دنبال عدالت میروم پله پله تا ملاقات خدا..

قـول بده،حداقل او را ، مثل من دوست نداشته باشی

وقتی که زندگی برات خیلی سخت شد،
یادت باشه که دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.

میدانم اگر درونم را نسازم آبادانی بیرونم افسانه است.

خدایا کمکم کن!خدایــا
دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن..

هیچکس ویرانیم را حس نکرد..

تنها یک تنها می داند که تنهایی ،تنها درد یک تنها نیست.

از دلم پرسیدم که عشق را خلاصه کن
گفت آغاز کسی باش که پایان تو باشد.

رنج گل بلبل کشید و بوی آن را باد برد
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد.

نانوا هم جوش شیرین میزند ...بیچاره فرهاد

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد..
راهی نروم که بیراهه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد کاری نکنم که پشیمان شوم
روز و روزگار خوش است،همه چیز رو به راه است و بر وفق مراد فقط..
یادم باشد آنكس كه میخندد هزارغم دارد وآنكس كه میگرید یك غم..

من تو را دوست دارم..
دیگری تو را دوست دارد..
دیگری دیگری را دوست دارد..
و این چنین است که ما تنهاییم..

درد را از هر طرف نوشتم درد بود.

من تمامی لحظه ها را به عشق آمدن
و یا به عشق ماندنت زندگی کردم
اما تو تمامی لحظه هایت را به ازای تنفر از من باختی..

مـعبـودا..
مـرا بـه بـزرگـی نعمـت هـایی کـه داده ای آگـاه و راضـی کـن
تـا کـوچکـی چیـز هـایـی کـه نـدارم ، آرامشـم را بـر هـم نـزنـد.

میدونی سخت ترین لحظه ی زندگی چیه ؟؟
وقتی بفهمی واسه کسی که تموم زندگیته فقط یک تجربه ای..

در آغاز تقدیم به حضرت دوست که هرچه داریم
از اوست و تقدیم به تو ای عزیزمهربان که مرا در
لحظات پاک و گرانقدرت مهمان نموده ای تا با تو
باشم وبه خود ببالم از این مهم حضرت عشق را
تا ابد سپاسگذار باشم

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار

گاهی اوقات میخندیم به روزهایی که گریه میکردیم
گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدم

روحم بزرگ نیــــست!دردم عمیــق است
می خندم که جای زخــم ها را نبینی

گاهی فکر میکنم ....
دیگر چیزی برای فکر کردن وجود ندارد...
برای همین قلم در دست میگیرم تا بنگارم از بی فکری هایم...
شاید کسی را بیابم که هم فکر من باشد...

آیت الله بهجت(ره):
ما آمده ایم زندگی کتیم تا قیمت پیدا کنیم
نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنی؛
زندگی ما حکایت مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟
گفت : نه ، ولی تمام شد!

زندگی بافتن يک قاليست
نه همان نقش و نگاری که خودت ميخواهی
نقشه را اوست که تعيين کرده
تو در اين بين فقط می بافی
نقشه را خوب ببين
نکند آخر کار
قالی زندگی ات را نخرند !

گاه دلتنگ می شوم دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها ،
گوشه ای می نشینم ، و حسرت ها را میشمارم ،
باختن ها و صدای شکستن ها را ،
نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
و کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم.

زندگي صحنه يكتاي هنر مندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوست به جاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد..

من پذیرفتم شکست خویش را
پند های عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
چون که تو تنها تر از من میروی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
معنی برخورد های سرد را..

چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی..

بعضی ها را هرچقدر بخوانی خسته نمی شوی
هرچقدر گوش دهی عادت نمی شوند
هرچه تکرار شوند باز بکراند و دست نخورده
شنیده ای؟
بعضی ها بی نهایت اند.

زمانی وارد خانه غریبی می شدند یاالله می گفتند
اما حالا از در خانه که خارج شدی باید بگی

خدا معجزه کرد آدم آفريد
تو معجزه کن آدم بمون..

مگذار سنگینی سبک ترین
خاطره ی گذشته
تو را در بند کشد..

تو این دنیا چگونه زیستن را بیاموزیم
چون چگونه مردن را همه بلدند.

از وقتی از دست دادنِ تو برایم راحت شده ،
دیدنِ مرگِ احساساتم ،سخت نیست..

ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
و هنوزم تو عالم بچگی بودیم.

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی
که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس
غریب که به صد عشق و هوس می ارزید
من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند
و نه الوده به افکار پلید... من به دنبال نگاهی
بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید
و خدا می داند...
سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود...

تو سهم من نبودی ، به قصه ها سپردمت..

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست
و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند
پس بی نظیر باش.

من می نویسم به امید اینکه روزی
عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد
و احساس کند پاسخ سوالش را یافته
یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست
که مثل او فکر می کند..

خدایا آسمانت متری چند؟
زمینت دیگر بوی زندگی نمی دهد.

آنقـــــدر حــــرف در دلــــم مانده
کــــه در دهانــــم
گـــره مي خورد
و لب هايــــم را
به هـم ميدوزد و تو خيـال ميکني
مــــرا بـــا تو حـــرفي نيست..!

اگر روزی قرار باشد که عقل را بخرند
یا بفروشند، همه ما به تصور اینکه
عقل زیادی داریم، فروشنده خواهیم شد.

تنها چیزی که باعث می‌شود آدم ها
عشق را تجربه کنند، تاب اش را داشته
باشند، ایمان است.

من و خداوند هر روز صبح فراموش می کنیم
او خطاهای مرا و من الطاف او را.

وقتی داری گناه می کنی و چپ و راستت
رو نگاه می کنی، یکبار بالا رو نگاه کن.

هیچگاه امید کسی را نا امید نکن،
شاید امید تنها دارایی او باشد.

یک هیزم شکن وقتی خسته می شه
که تبرش کند بشه نه اینکه هیزمش زیاد بشه
تبر ما آدمها باورهامونه نه آرزوها مون

می‌گویند زن‌ها در موفقیت و پیشرفت
شوهرانشان نقش بسزایی دارند..

خدایا ؛کسی را که قسمت کس
دیگریست،سر راهمان قرار نده تا
شبهای دلتنگیش برای ماباشد
و روزهای خوشش برای دیگری..

زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات
را می بینند،بر میدارند و نشانه میروند
درست به سوی خودت ..

لـباسی را که از تنت در میاری و بی توجه پرتش میکنی
من آرزوی بـــویـــیـــدنــش را دارم . .

با همه فقر ، هیچ گاه محبت را گدایی نکن
و با تمام ثروت،هیچ گاه عشق را خریداری نکن

به سلامتی رفیقی که وقتی میره رو ترازو،
معرفتش از وزنش بیشتره!!

هرچه فهم انسان بیشتر می شود
دردش عمیق تر می گردد.

اونی که بیشتر عاشقه کمتر وفا میبینه
اونی کمتر وفاداره بیشتر محبت میبینه

حالا دیگه فکری به ورشکستگی نمی کنم
چون بخش زیبایی از زندگیم رو تو اونجایی
پیدا کردم که بوی ورشکستگی مادی میده
اما دنیایی از صداقت و معنویت توش موج میزنه

از با تو بودن دل برایم عادتی ساخت
که بی تو بودن را هرگز باور ندارد.

یادم باشد در طوفانها لبخند را فراموش نكنم.

آنسوي همه دلتنگي ها خدائي هست
که داشتنش جبران همه نداشتن هاست.

شايد کسي را که روزي با تو خنديده باشد
را از ياد ببري ، اما هرگز آن را که با تو اشک
ريخته باشد فراموش نخواهي کرد.

مرا به دار می آویزند
تا یادت را از یادم ببرم
اما چه ساده اند این ساده اندیشان
که نمیدانند
که یاد تو حک شده ذهن من است

سالهاست از سقف لحظه هایم
یاد تو میچکداگر باران بندبیاید
از این خانه میروم..

برای نابینا الماس و شیشه
یکی است..
پس اگر کسی ارزش تو را ندانست
تو بی ارزش نیستی او نابینا ست.

وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی
ببین چه چیز را از دست داده ای که
چنین موفقیتی را بدست آورده ای.

اگه دل کسی رو شکستی، یه میخ بکوب به دیوار
اگه از دلش درآوردی میخ رو از دیوار بیرون بیار
اما اینو بدون، جای اون میخ، همیشه روی دیوار میمونه

برای کسی که رفتنی است، راه باز
کنید ایستادن و منتظرماندن،
ابلهانه ترین کار دل است

گاه برای ساختن باید ویران کرد
گاه برای داشتن باید گذشت
گاه در اوج تمنا باید نخواست.

در این دنیا همه چیز اول کوچک
است، بعد بزرگ میشودبه جزمصیبت
که اول بزرگ است، بعد کوچک میشود.

شرط دل دادن،دل گرفتن است
وگرنه یکی بی دل میماند و یکی دو دل.

تو ارباب سخنانی هستی، که نگفته ای
ولی حرفهایی که زده ای، ارباب تو هستند.

همیشه دلیل شادی کسی باش،
نه شریک شادی او
و همیشه شریک غم کسی باش،
نه دلیل غم او

از خـدا پرسیدند
اگر در سرنـوشت ما همه چیـز را از قبل نوشته ای
آرزو كردن چه سود دارد؟
خــداوند خنديد و فرمـود :
شايد در سرنوشتــت نوشته باشم هرچه آرزو كـردى.

خاطرم نیست که تو از بارانی یا که از نسل نسیم
هر چه هستی گذرا نیست هوایت٬ بویت
فقط آهسته بگو: با دلم می‌مانی

اعتباری بی ادعا همچنان معتبر است.

اسیرظلمتم ای دوست پس كجا ماندی؟!
كه من به اعتبار تو فانوس نیاوردم

همیشه به آنهایی فکر کن که هیچگاه
فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم،
پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم.
غافل ازاینکه خوبها آسان میایند،
بی رنگ میمانند و بی صدا میروند..

یا صاحب الزمان! بهار طراوتش را مدیون یک گل است
بیا ای گل زیبای نرگس..

هیچکس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه ی پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه ی پایانیم را حس نکرد..

تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره
انداخته است ، شوق دست های تو

مواظب باشیم تا سایه هایمان را باد نبرد.

تقریبا همه می توانند در برابر فلاکت و بدبختی
مقاومت کنند. اگر می خواهی فردی را امتحان کنی،
به او قدرت بده ..

بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش میگذرد
روزی تنهایت خواهد گذاشت و این هنجار دردناک زندگی است..

حرف‌های ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه می‌کنی ، وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!

در سمت توام
دلم باران
دستم باران
دهانم باران
چشمم باران...
روزم را با بندگی تو پاگشا میکنم،
هر اذانی که میوزد؛ پنجره ها باز میشوند، یاد تو کوران میکند...
هر اسم تو را که صدا میزنم، ماه در دهانم هزار تکیه میشود،
کاش من همه بودم، با همه دهانها تو را صدا میزدم...
کفشهای ماه را به پا کرده ام، دوباره عازم تو ام،
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست...
زندگی همین حالاست!!

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من..
از خاک بیشتر نه؛ که از خاک کمتریم..

خدایا چنان کن عاقبت کار تو
خشنود باشی و ما رستگار..

چقدر زود دیر میشود..

گاهی برای رهایی سفر باید کرد
گاهی برای تنهایی در جمع باید بود
گاهی برای عشق .دوست فقط باید داشت
گاهی برای بودن باید رفت
گاهی برای ماندن باید تحمل کرد..
عشق یعنی نرسیدن !
گاهی برای عاشق شدن فقط باید دوست داشت..

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم
خداوند با تمام عظمتش ناراحت
میشودو عاشقانه انتظار میکشد
که به رحمتش امیدوار شوم..

عشق در دل ماند و یار از دست رفت.

ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست
ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست
نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه
ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست..

روزگار به من آموخت به هر چه دل میبندی
باید به همراهش توانایی دل کندن
را نیز داشته باشی..

عمیق ترین درد زندگی دلبستن به کسی است
که بدانی هرگز به تو تعلق ندارد..

تو مرا میفهمى من تو رامیخواهم و
همین ساده ترین قصه ى یک انسان است،
تو مرا میخوانى من تو را ناب ترین شعر زمان
میدانم و تو هم میدانى تا ابد در دل من میمانى

تنها راه رسيدن به آرامش در اين آشفته
بازار دنيا اين است كه به خدا اعتماد كني

یوسف می دانست تمام درها بسته هستند
اما بخاطر خدا،حتی بہ سوی درهای بسته دوید
و تمام در های بسته برایش بازشد

به دنبال کسی باش که تو را
به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند
نه به خاطر جذابیت های ظاهریت

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را
بشناسی و سپس شخص مناسب را
به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگزار باشی

خدایا!مرگ را برایم مبارک گردان!
خدایا!مرا در سختیهای مرگ کمک کن!
خدایا!مرا در غم و اندوه عالم قبر، یاری فرما!
خدایا!مرا در تنگنای قبر حمایت فرما!
خدایا!مرا در تارکی قبر یاور باش!
خدایا!مرا در وحشت قبر یاری نما!

حضرت محمد(ص):مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند.

تمام انبيا ابراز کردند که با نام علی اعجازکردند.

وقتي گداي فاطمه بودن براي ماست
احساس مي كنم كه دو عالم گداي ماست.

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

در دیاری که نیست کسی یار کسی
کاش یارب نیفتد به کسی کار کسی

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش !
شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون
دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره
بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچوقت هیچ کس
تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه!

به یاد سهراب..
روزگارم بد نیست..
تکه نانی دارم ، خرده هوشی،سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که در این نزدیکیست
لای این شب بوها ،پای ان کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ ،جانمازم چشمه ،مهرم نور
پیشه ام نقاشی است
گاهگاهی قفسی می سازم از رنگ
می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در ان زندانی ست
دل تنهایی تان تازه شود.

من تنها یك چیز می‌دانم و آن اینكه هیچ نمی‌دانم.

برای تو می نویسم که می دانم مثل منی
هم صدا بامن و همنشین با اشک .
برای تو می نویسم که عاشق ترینی
غمگین ترینی و یا تنهاترینی

یادمان نرود در تصاویر حكاكی شده بر
سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست.
هیچكس سوار بر اسب نیست.
هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.
هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.
هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست
و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.
از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه
برده داری در ایران مرسوم نبوده است
در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای
تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.

مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد،
جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم,
ندانسته آلوده شدم،
نشناخته وابسته شدم،
و نخواسته رانده شدم!

دعا کردم که تنها مال من شی,
تو تعبیر قشنگ فال من شی,
دعا کردم بدونی چشم به راتم
هنوز دلبسته بغض صداتم,
اگر بازم دلت با دیگرونه
چشات دنبال از ما بهترونه
بزار با یاد تو دلخوش بمونم
فقط دلتنگیات با من بمونه

آن چنان غرق آرزو هستیم که فراموش
می کنیم خود آرزوی کسی هستیم.

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه همه ات را آتش میزند

دنبــــــال بهانـــــه نباش عزیزم!
چشم که گذاشتـــــــم بــــــرو...
و هـــــــروقت که خواســـتی برگـــــــــرد
مــــــن تا بی نهایــــــــت شمــــــردن را بلـــدم...

گــــــــــاهی...
یـــک نگــــــاه ســــــرد
روی زمستـــــان را هم کـــم میکند...!

مــــــــرا
هیـــــــــچ چیـــــــز عـــــذاب نمی دهــــــد
جـــــــز اینکــــــــه
همیشـــــــــه دانستـــــــه خطـــــا کردم
ندانستـــــــه آلـــــــوده شدم
نشــــــناختــــــه وابســــــته شــــــدم
و ناخواســـــــته رانـــــــده شدم...

شـادی ام
دیـــــدن رویـــت بـــود
نه نوشـته ای کــه فریـبــم بدهد
مـــن انســـان نخستیــــن نیستـــم
کـــــــــه وجـــــــــودم
تشــــــــنه کــــــلام باشــــــــد...

نگــــــــران نبودنـــت نبـــاش
نفـــرینــــت نمی کنــــم
همیـــــن که دیـــــگر جایــــت
در دعـــــاهایــــم خالیـــست
برایــــــت کافیـــســت...

روزگار آنچنان شاهرگ کلامم را برید
که سکوتم بند نمی اید..

به کدامین گناه
از بهشت آغوشت رانده شدم؟
من که حتی وسوسه سیب نداشتم

تو میری و من فقط نگات می کنم،
تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم،
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن
دارم، اما برای تماشای تو همین یک
لحظه باقیست...

نمی دانم کجای بازی ما اشتباه بود
که تو دیگر همبازی من نیستی و من هنوز
گرگم به هوای تو...

دل کنــــدن
اگر حــادثه ای آســـــــــان بود
فرهـــــــاد به جـای بیـستون
دل مـی کند...

به سراغ من اگر می آیــــــی..
دگر آسوده بیـا
چند وقتیــست که فولاد شـده
چینی نازک تنهــــــایی من!

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

و عشق..صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.
نه! وصل ممکن نیست همیشه فاصله ای ست!

آن روزها نگاهـت،نـوازشت سیرم
نمیکرد!این روزها ولی کم توقـع
شده اَم به شنیدن صدایت یا
دیدنت از دور دل خوش میکنم

روزی باید به خواب رفت.دیر یا زود.
پایانی بر تمام این بیداری ها.

نیاز نیست انسان بزرگی باشیم٬
انسان بودن خود نهایت بزرگیست.
می توان ساده بود ولی انسان بود
به همین سادگی

امروز دلم مانده و یه دنیا حرف..
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا..
چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین
کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین..

با چه زبوني بهت بگم عاشقتم؟
عشق را با تو شناختم و
محبت را در چشمان تو يافتم
به پاکي چشمانت قسم
که تا ابد
دوستت خواهم داشت.

عشقت را رها کن،
اگر خودش برگشت، مال تو است
و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده

دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که
تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند

توی لحظات آسمونی دلشکستگی تون دعام کنید.

حواستون باشه عاشق طرز فكر آدمها نشید
اکثر آدمها زیبا فكر میكنند
زیبا حرف میزنند
امادر مرحله ی عمل
زیبا زندگی نمیكنند.!

تازه که باشی ٬بهار در توست...
سبز می شوی ٬ شکوفه میدهی٬
قد می کشی تا اوج ! تازه که باشی ،
همیشه در اوجی ..

توراحس میکنم هردم..
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی..
من از شوق تماشایت..
نگاه از تو نمیگیرم..
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار..
ولی..افسوس..این رویاست..
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم..
تو با من مهربان بودی..
واین رویا چه زیبا بود..
ولی.. افسوس.. که رویا بود.

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند
من از دست رفته ام ، شکسته ام
می فهمی ؟
به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند.

نیـمی از یــادتــ را بـــه تمــامی دنیـا نخـواهمــ داد
بیــــ آنکــه بخــواهمــ به یـــادم بــــاشی..

دلم را مینوازم در سازی که پرده هایش را
دست غم کوک کرده است و نگاهم را نذر دلهایتان میکنم
غربت پاک عاشقی را پاس میدارم..
و حس تنهائی را تقدیم تنهائی احساستان کنم.

آنقدر قوی باش تا هر روز با زندگی روبرو شوی
زندگی یک مسابقه نیست،
بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را
باید لمس کرد، چشید، و لذت برد.

بدنبال کاملترین باشی هرگز به آن
نخواهی رسید
هیچ چیز کاملترین نیست

عمیق ترین درد زندگی
دل بستن
به کسی ست
که بدانی
به تو تعلق ندارد!

مکاني برايت بهتر از دلم
سراغ ندارم
تنگي اش را
به بزرگي مهربانيت ببخش

قدر سکوتم را
در بهار نگاهت دریاب
که به اندازه سکوتم
دوستت دارم

دردناک ترین حس،حس فـــــرامـــوش شدنه!
نه اینکه از فراموش شدن بترسه، نه!
فقط بخاطر اینکه خودش انقدر با مرام و با معرفت
هست که نمیتونه به سادگی،کسایی رو که یک
روز بهشون حسی داشته و تو زندگیش بودن ،
فراموش کنه!

می دانی چرا دم غروب دلت می گیرد
غروب بود، به اسیری گرفتند دختران حسین را







http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران

استخاره آنلاین با قرآن کریم


.

.

اوقات شرعی
دعای فرج تاریخ روز
دعای عظم البلا
ذکر کاشف الکرب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس