..روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران..
بسی پادشاهی کنم در گدایی چو باشم گدای گدایان زهرا.. 
لینک دوستان

شهدایی که سرشان به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد

شهدایی که سرشان به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد
سر چه کسانی در روز عاشورا جدا شده و به سوی امام حسین(ع) پرتاب شد؟
پاسخ تفصیلی: «عبدالله بن عمير كلبى» در روز عاشورا چون يسار (غلام زياد بن ابيه) و سالم (غلام عبيدالله بن زياد) به ميدان آمدند و مبارز طلبيدند، ابتدا حبيب بن مظاهر و برير بن خضير عزم ميدان كردند ولى امام حسين(عليه السلام) مانع شد، آنگاه عبدالله بن عمير برخاست و از امام اذن طلبيد، امام(عليه السلام) اجازه داد و فرمود:
«گمان دارم كه حريفان خود را از پاى درآورى، اگر مى خواهى به جانب آنها برو».
وى به ميدان شتافت و با آن دو جنگيد و آنها را از پاى درآورد و در حالى كه انگشتان دست چپش قطع شده بود به سوى امام برگشت و اين رجز را خواند:
إنْ تُنْكِرونِي فَأَنَا بْنُ كَلْبِ *** حَسْبِي بِبَيْتِي فِي عُلَيْم حَسْبي
إنّي امْرَءٌ ذُو مِرَّة وَعَصْب *** وَلَسْتُ بِالْخوّارِ عَنْدَ الْحَرْبِ
إنّي زَعِيمٌ لَكِ أُمَّ وَهْب *** بِالطَّعْنِ فِيهِمْ مَقْدَماً وَالضَّرْبِ(1)، (2)
سپاه دشمن به راست و چپ حمله برد و جنگ سختى درگرفت و عبدالله بن عمير همانند شير مى جنگيد تا آنكه به شرف شهادت نايل آمد.(3)
طبق بعضی از اقوال سر او، اولین سری بود که از تن جدا شده و به طرف امام(ع) پرتاب شد.(4)
2. عمرو بن جُناده: وى در حالى كه يازده سال بيشتر نداشت از امام(عليه السلام) اجازه ميدان خواست. امام(عليه السلام) فرمود: «پدر اين جوان در جنگ به شهادت رسيده، شايد مادرش راضى نباشد». او عرض كرد: «إنَّ أُمِّي هِيَ الَّتِي أَمَرَتْنِي»؛ (مادرم به من فرمان داده است گام در اين ميدان بگذارم).(5)
به دنبال اين سخن امام(عليه السلام) اجازه داد، وى به ميدان رفت و اين رجزِ به يادماندنى را خواند:
«أَميرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الاَْميرُ *** سُرُورُ فُؤادِ الْبَشيرِ النَّذيرِ
عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ والِداهُ *** فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظير
لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحى *** لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْر مُنير»
(امير من، حسين است و چه نيكو اميرى؛ كه شادى دل پيامبرِ بشير و نذير است.
على و فاطمه پدر و مادر اويند، آيا شما براى او همانندى مى شناسيد؟!
طلعتش مانند خورشيد نيم روز است و چهره اش چون ماه شب چهارده درخشان است).(6)
اين نوجوان چون به شهادت رسيد دشمن سرش را جدا كرده و آن را به سوى امام(عليه السلام) پرتاب كرد. مادر شجاعش «بحريّه» دختر «مسعود خزرجىّ» سر فرزندش را برداشت و بوسيد و با همان سر به طرف دشمن حمله كرد و آن را بر سر مردى از سپاه ابن سعد كوبيد. آنگاه برگشت و ستون خيمه را گرفت و در حالى كه اين رجز را مى خواند بر دشمن حمله كرد:
«أَنَا عَجُوزٌ فِي النِّساءِ ضَعيفَةٌ *** خَاوِيَةٌ بالِيةٌ نَحيفَةٌ
أَضْرِبُكُمْ بِضَرْبَة عَنيفَة *** دُونَ بَنِي فَاطِمَةَ الشَّريفَة»
)با اينكه در ميان زنان، پيره زنى ضعيف، سست استخوان، فرو ريخته و لاغر اندامم، ولى در حمايت از فرزندان فاطمه گرامى، ضربات مهلكم را بر شما وارد مى سازم).
پس از آن عمود خيمه را به سوى دشمن پرتاب كرد كه به دو نفر از آنها برخورد كرد. امام حسين(عليه السلام) وى را به خيمه بازگرداند.(7)
3. عابس بن ابى شبيب شاكرى : «عابس» پس از شهادت شوذب به حضور امام(عليه السلام) رسيد و عرض سلام نمود و گفت: يَا أَباعَبْدِالله! أَما وَاللهِ ما أَمْسى عَلى ظَهْرِ الاَْرْضِ قَريبٌ وَلابَعيدٌ أَعَزُّ عَلَيَّ وَلا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ، وَ لَوْ قَدَرْتُ عَلَى أَنْ أَدْفَعَ عَنْكَ الضَّيْمَ وَ الْقَتْلَ بِشَيْء أَعَزُّ عَلَيَّ مِنْ نَفْسِي وَدَمَي، لَفَعَلْتُهُ»؛ (اى اباعبدالله! آگاه باش، به خدا سوگند بر روى زمين چه نزديك چه دور، كسى نزد من عزيزتر و محبوبتر از تو نيست. اگر مى توانستم با چيزى عزيزتر از جان و خونم، كشته شدن و ظلم را از شما دور كنم چنين مى كردم). سپس گفت: «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا أَباعَبْدِاللهِ! إِشْهَد أَنِّي عَلَى هُداكَ وَهُدى أَبيكَ»؛ (سلام بر تو اى اباعبدالله! گواه باش كه من بر طريقه تو و پدرت مى باشم).
آنگاه به سوى ميدان شتافت. «ربيع بن تميم» مى گويد: وقتى كه او را ديدم به سوى ميدان مى آيد، وى را شناختم چرا كه در جنگ ها شجاعت او را ديده بودم، او شجاع ترين مردم بود، از اين رو به لشكريانم گفتم: «أيُّها النّاسُ! هذا أَسَدُ الاُْسُودِ، هذا ابْنُ أَبِى شَبِيبِ لايَخْرُجَنَّ إِلَيْهِ أَحَدٌ مِنْكُمْ»؛ (اى سپاهيان! اين مرد، شير شيران است، او فرزند ابى شبيب است، هيچ كس از شما به نبردش نرويد). ولى او در ميدان فرياد «اَلا رَجُل، اَلا رَجُل» سر داد؛ امّا كسى جرأت نكرد به مصاف وى برود. عمر سعد چون چنين ديد فرياد زد: «وَيْلَكُمْ! إرْضَخُوهُ بِالْحِجارَةِ مِنْ كُلِّ جانِب»؛ (واى بر شما، او را از هر سو سنگ باران كنيد).
«عابس» وقتى هجوم ناجوانمردانه آنها را ديد، زره از تن بيرون آورد و پشت سر پرتاب كرد و به هر طرف حمله ور شد.
دشمن از هر سو به او حمله كرد تا بدن مجروح وى بر زمين افتاد و به شهادت رسيد.
«ربيع بن تميم» مى گويد: من شاهد بودم كه سر عابس در دست مردانى بود كه با هم منازعه مى كردند و هر يك مدعى بود و افتخار مى كرد كه من عابس را كشته ام. عمر سعد به اين نزاع پايان داد و گفت: «او را يك نفر نكشته است».
بعد از سر «عبدالله بن عمير كلبى» و «عمرو بن جناده»، سر عابس سومين سرى بود كه پس از جدا شدن به سوى امام حسين(عليه السلام) پرتاب شد.

[ دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 18:40 ] [ ناجی فاصله ها ]
اصناف شیعیان
همیشه این گونه بوده و هست که مدعیان شیعه بودن و ولایت مداری فراوان، ولی شیعه راستین و امامت پذیر واقعی اندک است. امام صادق علیه السلام با تبیین علائم هر یک، صفوف شیعیان راستین را از مدعیان تشیّع جدا می سازد. در یک جا می فرماید: «الشّیعَةُ ثَلاثَةُ أصْنافٍ؛ صِنْفٌ یَتَزَیَّنونَ بِنا وِصِنْفٌ یَسْتَأکَلُونَ بِنا وَصِنْفٌ مِنّا وَإلَیْنا، یأمَنُون بِأمْنِنا ویَخافُونَ بِخَوْفِنا وَلَیْسوا بِالبُذُرِ المُذَیِّعینَ وَلا بالْجُفاةِ الْمُرائینَ، إنْ غابُوا لم یُفْقَدُوا وَإنْ شَهِدُوا لَمْ یُؤبَه بِهِمْ أولئکَ مَصابیحُ الهُدی؛(2) شیعه سه دسته اند؛ گروهی به وسیله ما زینت می یابند [و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار می دهند] و گروهی به وسیله ما می خورند [و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار می دهند] و گروهی از ما و به سوی ما هستند، با امنیّت ما آرامش می یابند و با ترس ما ترسانند، بذر [های کاشته شده اسرار را] پخش نمی کنند و در برابر جفاکاران خودنمایی ندارند، اگر پنهان باشند کسی سراغ آنها را نمی گیرد و اگر آشکار باشند به آنها اعتنا نمی شود [یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند.[ آنها چراغهای هدایتند.»
در جای دیگر فرمود: «الشّیعةُ ثَلاثٌ؛ مُحِبٌّ واوٌّ فهُوَ مِنّا وَمُتَزَیّنٌ بِنا وَنَحْنُ زَیْنٌ لِمَنْ تَزَیَّنَ بِنا، وَمسْتَأکِلٌ بِنا النّاسَ وَمَنِ اسْتَأکَلَ بِنا إفْتَقَرَ؛(3) شیعه سه گروهند: دوست دار عمیق [اهل بیت]، پس او از ماست، و [گروهی که ] به وسیله ما زینت می یابند و ما [نیز] زینتیم برای کسی که به وسیله ما زینت یابد. و [گروهی که] به وسیله ما از مردم می خورد [و ما را وسیله درآمد زندگی خود قرار می دهد]. و کسی که به وسیله ما امرار معاش کند، فقیر می شود.»
البته این نکته را نیز باید متذکر شد که همیشه شیعه نماهایی بوده اند که با نفوذ در صف شیعیان، تلاش کرده اند با رفتار ناشایست خود، آبروی شیعیان را ببرند؛ از این رو شیعیان ژرف اندیش باید این گونه افراد را شناسایی کنند.
حضرت صادق علیه السلام نیز به این نکته توجه نموده است، آنجا که فرمود: «یَابْنَ النُّعْمان! إنّا أهْلُ بَیْتٍ لا یَزالُ الشَّیْطانُ یُدْخِلُ فینا مَنْ لَیْسَ مِنّا وَلا مِنْ أهْلِ دیننا فَإذا رَفَعَهُ وَنَظَرَ إلیْهِ النّاسُ أمَرَهُ الشّیْطانُ فَیُکَذّبُ عَلَیْنا وَکلّما ذَهَبَ واحِدٌ جاءَ آخَرُ؛(4) ای پسر نعمان! ما خاندانی هستیم که همواره شیطان در میان ما فردی نفوذی داخل می کند که نه از ماست و نه از اهل بیت ما، پس وقتی شیطان او را پرآوازه ساخت به طوری که مورد توجه مردم قرار گرفت، به او فرمان می دهد که بر ما دروغ بندد. و وقتی که رفت، نفوذی دیگر می آید.»
اوصاف شیعیان
معروف است که می گویند «الناسُ عَلی دینِ مُلوکِهم» و رعیت همیشه رنگ و بوی شاهان و رهبران خود را دارا بوده اند، شیعه نیز باید چنین باشد و رنگ و بوی امامان خویش را دارا باشند؛ به گونه ای که هر کس آنها را مشاهده کند، بر امامان و مربیان آنها تحسین گوید. امام صادق علیه السلام فرمود: «مَعاشِرَ الشیعةِ! کُونوا لَنا زَیْنا وَلا تَکونوا عَلَیْنا شَیْنا، قولوا لِلنّاسِ حُسْنا، واحْفَظوا ألْسِنَتَکُمْ وَکُفُّوها عَنِ الفُضولِ وقَبیحِ القَوْلِ(5)؛ ای گروه شیعه! زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیکو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید.»
ابی اُسامة بن زید می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: سلام مرا به هر کس که پیرو ماست و به گفته های ما گوش می کند، ابلاغ کن و از طرف من بگو: «أوصیکُمْ بِتَقْوی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالْوَرَعِ فی دینِکُمْ وَالإجْتِهادِ لِلّهِ وَصِدْقِ الْحَدیث، وأداءِ الأمانَةِ وَطولِ السُّجودِ وَحُسْنِ الجَوارِ... فَإنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إذا وَرَعَ فی دینِه وَصَدَقَ الْحَدیثَ وَأدّی الأمانَةَ، وَحَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ، قیلَ: هذا جَعْفَریٌ، فَیَسُرُّنی ذلک وَیَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرورُ، وقیلَ هذا أدَبُ جعفَرٍ علیه السلام وَإذا کانَ عَلی غَیْرِ ذلک دَخَلَ عَلَیَّ بَلائُه وَقیلَ هذا أدَبُ جَعْفَرٍ؛(6) من شما را به تقوای الهی و پرهیزکاری در دینتان، و تلاش و کوشش در راه خدا، و راستگویی و امانت داری، و سجده های طولانی و نیکو همسایه داری و... سفارش می کنم؛ زیرا هر گاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد و راست بگوید و امانت را رد کند و اخلاقش را با مردم نیکو گرداند، مردم می گویند: این «جعفری مذهب» است و این مرا شادمان می سازد و از بابت آن شادمان می شوم و می گویند: این است روش ادب [و تربیت] امام صادق علیه السلام ، ولی اگر برخلاف این باشد، گرفتاری آن به من می رسد و گفته می شود که این هم اثر تربیتی امام صادق علیه السلام !!»
2. تقوا و پاک بودن
امام صادق علیه السلام فرمود: «إنّ أحَقَ النّاسِ بِالوَرَعِ آلُ مُحَمّدٍ وَشیعَتُهُمْ کَیْ تَقْتَدی الرَّعیَّةُ بِهِمْ؛(7) سزاوارترین مردم به ورع [و دوری از حرام] آل محمد علیهم السلام و شیعیان آنان هستند تا سایر مردم نیز به آنان تأسّی نمایند.»
و در جای دیگر فرمود: «کونوا دُعاةً لِلناسِ بِغَیْرِ ألْسِنَتِکُمْ لِیَرَوا مِنْکُمْ الْوَرَعَ وَالاجْتِهادَ وَالصّلاةَ وَالخَیْرَ فَانَّ ذلک داعِیَةٌ؛(8) با رفتارتان دعوت کننده دیگران باشید تا آنان از شما پرهیزکاری و تلاش و نماز و نیکی بینند، که این بیشتر دیگران را دعوت می کند.»
شیعه باید منشأ خیرات و خوبیها باشد؛ به همین جهت حضرت جعفر بن محمد علیهماالسلام می فرماید: «شیعَتُنا أهْلُ الهُدی وأهْلُ التُّقی وأهْلُ الخَیْرِ وَأهْلُ الایمانِ وَأهْلُ الْفَتْحِ وَالظَّفر؛(9) شیعه ما اهل هدایت و اهل تقوی و اهل نیکی و اهل ایمان و اهل پیروزی و موفقیت اند.»
3. حفظ نماز و اسرار و مواسات
امام صادق علیه السلام فرمود: «إمْتَحِنوا شیعَتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ؛ عِنْدَ مَواقیتِ الصّلاةِ کَیْفَ مُحافِظَتُهُمْ عَلَیْها وَعِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عَنْ عَدُوِّنا وَإلی أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُم لاخْوانِهِمْ؛(10) شیعیان ما را در سه (وقت) امتحان کنید؛ در وقت نماز که چگونه بر آن محافظت می کنند، در نزد اسرار آنها که چگونه آن را از دشمنان ما حفظ می کنند و در نزد اموالشان که چگونه با آن با برادران خویش همدردی می کنند.»
راستی انسان وقتی سفارشات امامان شیعه را در مورد نماز و غیر آن می بیند، احساس غرور و سربلندی می کند؛ ولی وقتی رفتار بعضی از شیعیان را نسبت به نماز و... می بیند، احساس شرمندگی و خجلت می کند.
4. عفت دامن و شکم
از مشکلات جامعه امروزی ما، رواج بی حیایی، چشم چرانی، بی عفّتی، اختلاس، ربا خواری و حرام خوری است. از جامعه شیعی انتظار این است که دارای عفت و حیا، و گریزان از حرام خواری باشند.
حضرت صادق علیه السلام در این زمینه فرمود: «إنّما شیعَةُ عَلِیٍّ مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَفَرْجُهُ واشْتَدَّ جِهادُهُ، وَعَمِلَ لِخالِقِه، وَرَجا ثَوابَهُ، وَخافَ عِقابَهُ، فإذا رَأیْتَ أولئکَ فَاُولئکَ شیعةُ جَعْفَرٍ؛(11) همانا شیعه علی کسی است که عفت شکم و دامن دارد، تلاشش زیاد، و عملش برای خدا باشد، و امید ثواب از او داشته باشد و از عقابش بترسد. پس اگر چنین افرادی را دیدی آنها شیعیان جعفر (امام صادق علیه السلام ) می باشند.»
در روایت دیگر فرمود: «وَاللّهِ ما شیعَةُ عَلیّ إلاّ مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ؛(12) به خدا سوگند شیعه علی نیست مگر کسی که عفت شکم دارد.»
5. همرنگی با امامان علیهم السلام
از آثار مهم محبت این است که محبّ تلاش می کند همرنگ با محبوب گردد. هر محبی تلاش می کند با پیروی از گفتار و رفتار محبوب، دل او را به دست آورد. و شیعه که ادعای محبت اهل بیت علیهم السلام را دارد، و سنگ آنها را به حق به سینه می زند، باید نهایت تلاش خویش را در همرنگی و اطاعت از آنها به کار برد.
حضرت صادق علیه السلام می فرماید:
«لَوْ کانَ حُبُّکَ صادِقا لاََطَعْتَهُ إنَّ المُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطیعٌ؛
اگر دوستی تو صادقانه باشد، او را (محبوب و خدا را) اطاعت می کنی [زیرا] هر کس شخصی را دوست ای گروه شیعه! زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما، با مردم نیکو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید.
می دارد مطیع او خواهد بود.»
حضرت صادق علیه السلام در مورد صفات شیعه فرمود: «لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ قالَ بِلِسانِهِ وَخالَفَنا فی أعْمالِنا وآثارِنا وَلکِنْ شیعَتُنا مَنْ وافَقَنا بِلِسانِهِ وَقَلْبِهِ وَاتّبَعَ آثارَنا وعَمِلَ بَأعْمالِنا أولئکَ شیعَتُنا؛(13) از شیعیان ما نیست کسی که به زبان [شیعه بودن را] اظهار کند و در رفتار مخالف ما و رفتار ما باشد. شیعه کسی است که با زبان و قلبش موافق ما باشد و از آثار ما پیروی نماید و طبق رفتار ما رفتار کند. آنها شیعیان ما هستند.»
و در جای دیگر فرمود: «قَوْمٌ یَزْعَمونَ أنّی إمامُهُمْ، وَاللّهِ ما أنَا لَهُمْ بِإمامٍ لَعَنَهُم اللّهُ کُلّّما سَتَرْتُ سِتْرا هَتَکوهُ، أقولُ: کذا وکذا، فَیَقولون: اِنّما یَعْنی کذا وکذا. اِنَّما أَنَا إمامُ مَنْ أطاعَنی؛(14) گروهی خیال می کنند که من امام آنها هستم، به خدا قسم من امام آنها نیستم، نفرین خدا بر آنها باد. [زیرا] هر گاه رازی را پنهان می کنم آنها آشکار می کنند، من می گویم: چنین و چنین است و آنها می گویند چنین و چنان اراده کرده است. همانا من امام کسی هستم که از من پیروی کند. و همچنین فرمود: «کَذِبَ مَنْ زَعَمَ أنّهُ مِنْ شیعَتِنا وَهُو مُتمسّکٌ بِعُرْوَةِ غَیْرِنا؛(15) دروغ گفته است کسی که می پندارد از شیعیان ماست ولی چنگ به ریسمان دیگران می زند.»
راستی اگر امام صادق7 رفتارهای برخی از شیعیان را در این زمان می دید چگونه فریادش بلند می شد و از آنها بیزاری می جست؟!!
این نه عشقی است برادر که به پیشانی ماست این نه مهری است که تأیید مسلمانی ماست
داغ یک عمر گناهی است که پنهان کردیم سجده بر دوست، نه، سجده بر شیطان کردیم هر گناهی کرده و گفتیم خدا می بخشد
عذر آورده و گفتیم خدا می بخشد بخششی هست ولی قهر و عذابی هم هست ای برادر به خدا روز حسابی هم هست
اینکه از شیعه فقط نام بدانیم بد است ما نمک گیر چنین لقمه بمانیم بد است
شیعه یعنی کفن سرخ بلا پوشیدن شیعه یعنی می عشقی ز خدا نوشیدن
6. همدردی با دیگران
برخی افراد در بعضی از عبادات مثل نماز و دعا نمره قابل قبولی دارند، ولی در مسائل مالی و انفاق به دیگران، رفت و آمد و... نقص دارند. این افراد قطعا بدانند که در شیعه بودن آنان نقص است. شیعه مانند امامان خود اهل انفاق و همدردی با دیگران است، امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «یَابْنَ جُنْدَب! إنَّما شیعَتُنا یُعْرَفونَ بِخِصالٍ شَتّی: بِالسّخاءِ وَالْبَذْلِ لِلاِْخْوانِ، وَبِأنْ یُصَلّوا الْخَمْسِیْنَ لَیْلاً وَنَهارا، شیعَتُنا لا یَهِرّونَ هَریرَ الْکَلْب، وَلا یَطْمعونَ طَمَعَ الْغُرابِ، وَلایجاوِرون لَنا عَدُوّا، وَلایَسْألونَ لَنا مُبْغِضا وَلَو ماتوا جُوعا...؛(16) ای پسر جُندب! به راستی شیعیان ما با ویژگیهایی شناخته می شوند: با بذل و بخشش به برادران و با گزاردن پنجاه رکعت نماز [واجب و مستحب] در شبانه روز؛ شیعیان ما چون سگ زوزه نمی کشند، و چون کلاغ طمع کار نباشند، با دشمن ما همجوار [و همراه] نشوند، درخواست کمک از کسی که کینه ما را در دل دارد نکنند، گرچه از گرسنگی بمیرند.»
در روایت دیگری می خوانیم که وقتی یکی از شیعیان، از گروهی از شیعیان در نزد امام صادق علیه السلام تعریف و تمجید نمود و آنها را پاک و پاکیزه خواند، حضرت فرمود: «کَیْفَ عِیادَةُ أغْنیائِهم لِفُقَرائِهم؟ قال: قَلیلَةٌ، قال: وَکَیْفَ مُشاهَدَةُ أغْنیائِهِمْ لِفُقَرائِهِم؟ قال: قَلیلَةٌ، قال: فَکَیْفَ صِلَةُ أغْنیائِهِمْ لِفُقَرائِهِمْ فی ذاتِ أیْدیهِمْ؟ فقال: إنّکَ لَتَذْکُرُ أخْلاقا قَلَّ ما هی عِنْدَنا، قال: فقَالَ: فَکَیْفَ تَزْعُمُ هؤلاءِ أنّهُمْ شیعَةٌ؟!؛(17) عیادت ثروتمندانشان از همانا شیعه علی کسی است که عفت شکم و دامن دارد، تلاشش زیاد، و عملش برای خدا باشد، و امید ثواب از او داشته باشد و از عقابش بترسد.
فقرایشان چگونه است؟ عرض کرد: کم است. فرمود: دیدن (و سر زدن) ثروتمندانشان از فقرای آنها چگونه است؟ عرض کرد: اندک است. فرمود: کمک نمودن ثروتمندانشان نسبت به فقرای آنها چگونه است؟ عرض کرد: شما اخلاقی را بیان می کنید که نزد ما کم است. فرمود: پس چگونه آنها خود را شیعه می پندارند.»

[ دوشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۴ ] [ 18:37 ] [ ناجی فاصله ها ]
سخنانی گرانقدر از امیر المومنین علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه.

اگر به مشکل امروزت، «غم دیروز» و «اضطراب فردا» را اضافه نکنی؛

مشکل تو هر چه باشد، قابل حل است.

 

اميرالمؤ منين : تورات،انجيل ، زبور و قرآن را خواندم و از هر يك جمله اى را انتخاب نمودم .

تورات : هر كس سكوت اختيار نمايد، نجات مى يابد: مَن صَمَتَ نَجى

انجيل : كسى كه قانع باشد، زود سير مى گردد. مَن قَنَعَ شَبَعَ

زبور: كسى كه لذات و خواسته هاى نفسانى را ترك گويد، از آفات و بلايا در امان مى ماند. مَن تَرَكَ الشَّهَواتِ سَلُمَ مِنَ الآفاتِ.

قرآن : كسى كه بر خدا توكل كند، خداوند او را كفايت نمايد.وَ مَن يَتَوَكَّل عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ.

 

1 - شما براى آخرت آفريده شده ايد، نه براى دنيا.
2 - همواره در طلب علم باش ، زيرا اگر ثروتمند باشى علم تو را زينت بخشد، و اگر فقير باشى تو را حفظ كند.
3 - آفت علم ، ترك عمل ، و آفت عمل ، عدم اخلاص است .
4 - آرزوهاى دور و دراز عمل انسان را تباه مى كند.
5 - عالم در ميان مردگان ، زنده ، و جاهل در ميان زندگان ، مرده است .
6 - آرامش و آسايش در سه چيز است : زن سازگار، فرزند خوب ، دوست موافق .
7 - تا سخن نگفته اى سخن در بند تواست ، چون سخن گفتى تو در بند آنى .
8 - بياموز و بياموزان .
9 - به ديگران اكرام و احترام كن تا تو را اكرام و احترام كنند.
10 - دوستى دنيا سر چشمه همه گناهان ، و ريشه همه فتنه ها و اساس همه گرفتاريها است .
11 - شيرينى پيروزى ، تلخى صبر و استقامت را از بين مى برد.
12 - سختى عقوبت ، لذت گناه را از بين مى برد.
13 - عاقل كسى است كه هر چيزى را بجاى خود قرار دهد.
14 - تلخى دنيا، شيرينى آخرت ، و شيرينى دنيا، تلخى آخرت است .
15 - از معصيت خدا در خلوت و تنهائى بپرهيز، زيرا شاهد حاكم است .
16 - فقيرى گرسنه نيست مگر اينكه غنى او را از حق خود منع كرده است .
17 - بى نيازى در نوميدى از مردم است .
18 - بزرگترين گناهان آن است كه انسان آن را كوچك و نا چيز بشمارد.
19 - هيچ عزتى بهتر از تقوى ، و هيچ گنجى بهتر از قناعت نيست .
20 - آنچه را نمى دانى مگوى ، بلكه هر چه مى دانى اظهار مكن .

[ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 10:58 ] [ ناجی فاصله ها ]
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا


شهريار

[ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 10:48 ] [ ناجی فاصله ها ]
ابن عباس: 300 آيه در شأن علي (ع) نازل شده است.

 از اصبغ بن نباته از علي (ع) روايت شده كه: قرآن در چهار بخش نازل شد كه يك ‌چهارم آن درباره اهل‌بيت (ع)، يك‌ چهارم درباره دانشمندان ما، يك چهارم درباره سنّت‌ها و مثل‌ها و يك‌ چهارم واجبات و احكام است. ابن عباس هم مي‌گويد كه 300 آيه در شأن علي (ع) نازل شده است. 

براساس گفته علما و دانشمندان، وجود مقدّس علي (ع) به عنوان يگانه شخصيت وارسته و برتر در ميان صحابي رسول خدا (ص) محسوب مي‌شود كه آيات مدح و ثنا را خداوند متعال در حق آن حضرت نازل فرموده است. روايات متعدد و معتبري موجود است كه اين حقيقت را با صراحت هرچه تمام‌تر بيان مي‌دارند. ابن‌عباس معتقد است: در شأن علي (ع) 300 آيه نازل شده است. حافظ الحسكاني در كتاب شواهد التنزيل نقل مي‌كند كه از اصبغ بن نباته روايت شد كه گفت: «علي (ع) فرموده است: قرآن در چهاربخش نازل شد كه يك‌چهارم آن درباره ما (اهل‌بيت)، يك‌چهارم درباره دانشمندان ما، يك چهارم درباره سنّت‌ها و مثل‌ها و يك ‌چهارم واجبات و احكام است. پس كرامت‌هاي قرآن براي ماست. يعني مصداق بارز آياتي كه جوانمردي، مروّت و بزرگي را بيان مي‌كنند، اهل‌بيت (ع) هستند. اكنون تعدادي از اين آيات به استناد منابع اهل‌سنت در پي مي‌آيد: *آيه 55 سوره مائده: انما وليّكم الله ورسوله والذين آمنوا والذين يقيمون الصلوة ويؤتون الزكوة وهم راكعون. سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آوردند و نماز را برپاي مي‌دارند و در حال ركوع زكات مي‌پردازند. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: روزي اميرالمومنين علي (ع) در مسجد مشغول عبادت و نماز بود. هنگامي كه حضرت به ركوع رفت، سائلي وارد مسجد شد و تقاضاي كمك كرد. آن بزرگوار در همان حال ركوع، انگشتر خود را به سائل نشان داد و سائل نيز آن را از انگشت مبارك حضرت خارج كرد و شادمان از مسجد بيرون رفت. اهميت اين عمل به اندازه‌اي بود كه خداوند به خاطر آن آيه شريفه فوق را نازل كرد. * آيه 247 سوره بقره: الذين ينفقون اموالهم باللّيل والنهار سرّاً و علانية فلهم أجرهم عند ربّهم ولاخوف عليهم ولاهم يحزنون. كساني كه مال خود را در شب و روز و پنهاني و آشكارا انفاق مي‌كنند، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نيكو خواهد بود و هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند بود. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: ابن‌عباس نقل مي‌كند: نزد علي (ع) چهار درهم بود كه حضرت يك درهم را شب و درهم ديگر را روز و درهم سوم را در خفا و چهارم را آشكارا انفاق كرد (ممكن است يكي از دلائل استفاده‌ علي (ع) از اين چهار طريق در انفاق، رعايت حال هر گروه از فقرايي باشد كه مورد حمايت آن حضرت بوده‌اند) و خداوند به جهت اهميت اين عمل، آيه فوق را بر پيغمبر اكرم (ص) نازل فرمود. * آيه 7 سوره مائده: يا ايّهاالرسول بلّغ ما انزل اليك من ربك وان لم‌تفعل فما بلّغت رسالته، والله يعصمك من الناس، ان‌الله لايهدي القوم الكافرين. اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را كاملاً (به مردم) برسان و اگر چنين نكني، رسالت او را انجام نداده‌اي و خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم نگاه مي‌دارد و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمي‌كند. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: اين آيه در حقيقت حامل پيامي مهم و سرنوشت‌ساز و مبيّن حكم قطعي الهي در معرفي علي (ع) براي امامت و ولايت است. آيه با خطاب به پيامبر (ص) شروع مي‌شود و با تأكيد دستور مي‌دهد كه آنچه از طرف پروردگار متعال بر تو نازل شده است را به مردم برسان. سپس اخطار مي‌كند كه اگر از اين مأموريت خودداري كني، رسالت خويش را به انجام نرسانده و تبليغ دين را تمام نكرده‌اي. خداوند متعال بعد از بيان اين حكم، پيامبر اكرم (ص) را دلداري مي‌دهد و از شر بدخواهان ايمن مي‌‌سازد. «ابن عساكر»، «سيوطي»، «ثعلبي» و جمعي ديگر از علماي اهل‌سنت با نقل روايات متعدد، مقصود از اين آيه شريفه را معرفي ولايت علي(ع) ذكر مي‌كنند. از ابن سعيد خدري روايت شد كه گفت: اين آيه شريفه در روز عيد غدير خم بر پيامبر اكرم (ص) در مورد علي بن ابيطالب (ع) نازل شده است. * آيه 4 سوره مائده: اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم‌الاسلام ديناً. امروز اين دين شما را به حد كمال رساندم و بر شما نعمت خود را تكميل كردم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) براي شما پذيرفتم. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) در مسير بازگشت از آخرين حج خود كه به حجةالوداع معروف شد، براساس حكم الهي، مردم را در وادي غدير خم گرد آورد و براي آنان خطبه خواند. آنگاه دست علي ابن ابي‌طالب (ع) را با دست خود گرفته، بلند كرد و با صداي رسا، ولايت و جانشيني آن حضرت را به همه اعلان كرد. وقتي پيامبر مطالب خويش را بيان كردند، اين آيه نازل شد. * آيه 18 سوره سجده: أفمن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً لايستمعون. آيا كسي كه با ايمان باشد مانند آن كسي است كه فاسق است؟ نه هرگز اين دو باهم برابر نيستند. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: روزي «وليد بن عقبه» با تكبر و غرور خطاب به اميرالمؤمنين علي (ع) گفت: انا والله ابسط منك لساناً واحدّ منك سناناً ... به خدا سوگند، من زباني گسترده‌تر و نيزه‌اي برنده‌تر از تو دارم. حضرت در پاسخ فرمودند: اسكت! انما انت فاسق (ساكت شو كه مسلماً تو فرد فاسقي هستي) پس در اين وقت آيه شريفه فوق بر پيامبر (ص) نازل شد و با كلمات آسماني و زيباي خود، مقام و عظمت علي (ع) را براي همه روشن‌تر و فسق وليد را آشكاتر كرد. * آيه 19 سوره توبه: أجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجدالحرام كمن امن بالله واليوم الآخر وجاهد في سبيل‌الله لا يستوون عند‌الله والله لا يهدي القوم الظالمين. آيا رتبه سقايت و آب دادن به حاجيان و تعمير كردن مسجد‌الحرام را با مقام آن كس كه به خدا و به روز قيامت ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده است، يكسان مي‌شمريد؟ هرگز نزد خداوند يكسان نيستند (بلكه مقام اهل ايمان و مجاهدين برتر والاتر است) و خدا ظالمان را هدايت نخواهد كرد. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: در اين آيه شريفه به دو مشخصه بارز علي (ع) كه عبارت است از ايمان حقيقي و جهاد در راه خدا اشاره شده است. براساس رواياتي كه اغلب نيز از طريق اهل‌سنت نقل شده است، علت نزول اين آيه شريفه مربوط مي‌‌شود به وقتي كه عباس بن مطلب و شيبه در برابر علي (ع) اظهار فخر و بزرگي مي‌كردند و خود را از آن حضرت برتر مي‌شمردند. در آنجا عباس خطاب به حضرت گفت: به من فضيلتي داده شده كه به كسي داده نشده و آن عبارت است از مقام سقايت (سيراب كردن حاجيان). شيبه هم گفت: من نيز داراي صفت برجسته و نيكويي هستم كه عبارت است از تعمير مسجدالحرام. در اين هنگام علي (ع) فرمود: من داراي فضيلتي هستم كه شما هرگز داراي آن نيستيد. آن دو گفتند: اي علي! برتري و فضيلت تو در چيست؟ حضرت فرمود: با شمشير به بيني‌هاي شما زدم تا (خاضع شده) به خدا و رسولش ايمان آوريد. عباس با شنيدن اين سخن سخت برآشفت و با ناراحتي و خشم حركت كرد و بر پيامبر اكرم (ص) وارد شد و شكايت علي (ع) را نزد آن حضرت برد. پيامبر اكرم(ص)، علي(ع) را طلب كرد و از وي در مورد اين مسئله توضيح خواست. علي (ع) عرض كرد: يا رسول‌الله! سخن صحيح و حق را به او گفتم. حال مي‌خواهد ناراحت شود يا خرسند گردد. در اين وقت جبرئيل نازل شد و فرمود: اي محمد! خدايت بر تو سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: آيه شريفه «اجعلتم سقايةالحاج و ....» را بر آنها تلاوت كن. پس عباس سه مرتبه گفت: همانا خشنود و قانع شدم. * آيه 7 سوره بيّنه: انّ‌الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريّة. همانا كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آنان بهترين مخلوقات (خداوند) هستند. «حافظ حسكاني» در شواهد التنزيل اين روايت را نقل كرده است: «از ابن عباس روايت شد كه گفت: وقتي اين آيه شريفه نازل شد، پيغمبر به علي (ع) فرمود: منظور از اين آيه، تو و شيعيانت هستيد كه در روز قيامت وارد عرصه‌ محشر مي‌شويد؛ در حالي كه هم شما از خدا و هم خدا را از شما راضي است و دشمن تو خشمگين وارد محشر مي‌شود؛ در حالي كه سرش را با غل و زنجير بالا نگه داشته شده است (و وارد جهنم مي‌شود.) * آيه 207 سوره بقره: ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله. بعضي از مردم (با ايمان و فداكار) جان خود را در برابر خشنودي خدا مي‌فروشند. مفسران در تشريح اين آيه مي‌گويند: اين آيه اشاره دارد به هجرت پيامبر به مدينه كه به «ليلة‌المبيت» معروف شد و اشارتي واضح به فداكاري حضرت امير (ع) است؛ جايي كه در بستر به جاي پيامبر خوابيد تا او از حمله دشمنان جان به سلامت ببرد. در قرآن كريم و در سوره‌هاي متفاوت آيات بسياري راجع به مقام و منزلت و شخصيت علي (ع) آمده است كه از جمله اين آيات مي‌توان به آيه ‌7 سوره رعد، آيه 10 سوره‌ واقعه، آيه‌ 33 سوره احزاب، آيه‌ 23 سوره شوري، آيه‌ 61 سوره آل عمران، آيه‌ 96 سوره مريم، آيه‌ 13 سوره مجادله، آيه‌ 17 سوره هود، آيه‌ 62 سوره انفال، آيه‌ 64 سوره انفال، آيه‌ 30 سوره محمد (ص)، آيه‌ 4 سوره تحريم، آيه‌ 24 سوره صافات، آيه‌ 25 سوره‌ احزاب، آيات 19 تا 21 سوره‌ الرحمن، آيات‌ 89 تا 90 سوره‌ نخل و آيه‌ 41 سوره زخرف اشاره كرد.

[ پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:51 ] [ ناجی فاصله ها ]
استقامت امام علي(ع)در آينه قرآن


زندگي دنيوي انسان ،آميخته با مشكلات و سختي هاي عجيبي است كه اگر در مقابل آنها بايستد و شكيبايي و مقاومت به خرج دهد ، يقينا پيروز خواهد شد ولي اگر ناشكيبايي كند و در برابر حوادث زانو خم كند ،هيچ گاه به هدف و مقصود نخواهد رسيد.
منظور از صبر همان استقامت در برابر مشكلات و حوادث گوناگون است و نقطه مقابل آن جزع،بي تابي و از دست دادن مقاومت و تسليم شدن در برابر مشكلات و سختي هاست.
صبر يكي از واژه هاي كليدي قرآن است كه حدود 70بار به صورت هاي مختلف در آن به كار رفته است.اين واژه ،به يكي از اصول مهم اخلاقي و صفات برجسته و ضروري انساني دلالت دارد كه زمينه ساز آراستگي آدمي به فضيلت هاي بسيارمي شود.
مردم در برخورد با مشكلات و مصيبت ها به چند گروه تقسيم مي شوند:
1-برخي آنچنان بي تاب و كم تحمل اند كه به اعتراض مي پردازند.قرآن در اشاره به اين افراد مي فرمايد:" إنّ‌ الانسان خُلِق هَلوعا . ا ذا مسّه الشّرّ جَزوعا ؛ كه انسان مخلوقي سخت و حريص وبي صبر است.چون شر و زياني به او رسد جزع و بي قراري كند" (1)
2-گروهي نيز هنگام مواجه شدن با مصيبت ها ،شكيبايي در پيش مي گيرند.قرآن با اشاره به اين افراد مي فرمايد:" اولئكَ يُوتُونَ اَجرَهم مَرَّتَين بمَا صَبَروا بالحَسَنَة السَّيئة وَمما رَزَقنَاهم يُنفقُون ؛ اينان را دو بار پاداش نيكو دهند ،زيرا صبر و ثبات ورزيدند و بدي را به نيكي دفع مي كنند و از آنچه روزي آنان كرديم انفاق مي كنند."(2)
3-عده اي نيز افزون بر صبر و پايداري در برابر سختي ،شكر خدا را به جاي مي آورند (3) و دسته اي بالاتر از همه ،چون از مراتب يقين بالاتري برخوردارند ،خود به سوي سختي ها مي شتابند" و لا علي الّذين اذا ما اتَوكَ لتَحملَهُم قُلتُ لا اَجدُ ما اَحملُكُم عَلَيه تَوَلّوا وَ اَعيُنُهُم تَفيضُ من الَّدمع حَزنا الا يَجدوا ما يُنفقُون؛همچنين بر آن مؤمناني كه مهياي جهاد شده و نزد تو آيند كه لوازم سفر آنها را مهيا سازي و پاسخ دهي كه ندارم به شما مساعدت كنم و آنها برمي گردند در حالي كه اشك از چشمشان جاريست كه نمي توانند مخارج سفر خود را فراهم سازند بر آنها گناهي بر ترك جهاد نيست" (4)
به رغم مشكل بودن صبر و تحمل در برابر ناملايمات ،در تمام دوره هاي تاريخ به انسان هاي بسيار شكيبا و با استقامتي برمي خوريم كه حوادث تلخ بزرگ هم اراده شان را متزلزل نساخته است.اين افراد به چند دليل راه صبر در پيش مي گيرند:
1-قوت نفس و اطمينان خاطر كه تا حدودي امري طبيعي است و در افراد مختلف فرق مي كند اما قابل تقويت و تربيت مي باشد.
2-اميد رسيدن به درجات معنوي و توقع ثواب و عنايت الهي.
3-تسليم در برابرخواسته هاي الهي و دل در گرو مهر يار نهادن.قرآن در توصيف اين افراد مي فرمايد:" اولئك عَلَيهم صَلَوات من رَبّهم وَ رَحمَة و اولئك هُمُ المُهتدوُن؛آن گروهند مخصوص به درود و الطاف الهي و رحمت خاص خداوند و آنها به حقيقت به سوي خدا هدايت يافتگانند." (5)
توجه فراوان قرآن به صبر به خاطر ارزش ديني و اخلاقي آن است.صبر،يك فضيلت اخلاقي درجه دوم يا تكميلي نيست؛بلكه يك ضرورت است و ترقي وتعالي و تكامل انسان-چه از جهت مادي و چه از جهت معنوي-جز در سايه آن امكان پذير نيست. اگر صبر نباشد سعادت و خوشبختي فرد و جامعه هيچ كدام ميسر نمي گردد .بدون صبر نه دين پايدار مي ماند و نه دنيا برقرار.بنابراين صبر ، هم يك ضرورت دنيوي است و هم يك ضرورت ديني.چه دردنيا و چه در آخرت ، پيروزي و رستگاري جز در پرتو صبر ميسر نيست.
قرآن به صراحت براين نكته تأكيد مي ورزد كه صبري مورد ستايش خداوند است كه انگيزه آن فقط جلب رضايت و خشنودي خداوند متعال باشد نه اينكه شخص بخواهد به وسيله آن كسب شهرت كند يا با صبروتحمل سختيها وشكنجه ها در نظر ديگران به صورت قهرمان درآيد."وَلرَبّكَ فَاصبر؛و براي خدا صبر و شكيبايي پيش گير" (6)و باز در تبيين اوصاف خردمندان واقعي مي فرمايد:"وَالَّذين صَبَروا ابتغاءَ وَجه ربّهم وَاَقامُوا الصّلوة وَاَنفَقُوا ممّا رَزَقناهُم سرّا و علانية وَ يَدرَؤنَ بالحَسَنَة السَّيئةَ اولئك لَهُم عُقبَي الدّار؛و آنان كه در طلب رضاي خدا راه صبر پيش مي گيرند و نماز به پا مي دارند و از آنچه نصيبشان كرديم به فقرا پنهان و آشكار انفاق مي كنند و در عوض بديهاي مردم نيكي مي كنند اينان هستند كه عاقبت منزلگاه نيكو يافتند"(7) اين طرز تحليل قرآن در رابطه با صبر كه قرآن آن را مايه و پايه خوشبختي و رمز تكامل انسان مي داند، نشان از يك حقيقت مهم دارد كه ويژگي اخلاقي قرآني است.در مكتب اخلاقي قرآن همه چيز رنگ خدايي و رباني دارد . قرآن به رفتارهاي قراردادي كه اصطلاحا اخلاق به حساب مي آيد و ريشه در معنويات ندارد، و با جان و دل انسان سرو كار ندارد، توجهي نكرده است .
علاوه بر زندگي مادي ، در زندگي معنوي نيز صبر وجود دارد . اگر انسان در برابر نفس سركش و هوا و هوس ها و زرق و برق دنيا و جاذبه هاي گناه ايستادگي نكند و د ر طريق معرفة الله و اطاعت فرمان او با مشكلات نجنگد ، هرگز به جايي نمي رسد. از اين رو علماي علم اخلاق‌، صبر را به سه دسته تقسيم مي كنند:
1- صبر بر طاعت ، يعني شكيبايي در برابر مشكلاتي كه در راه اطاعت وجود دارد .
2- صبر بر معصيت ، يعني ايستادگي در برابر انگيزه هاي نيرومند و محرك گناه .
3- صبر بر مصيبت ، يعني پايداري در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالي و ترك جزع و فزع .
اما صبر بر حسب زمينه ها و موارد گوناگون نمونه هاي ديگري نيز دارد كه به جرأت مي توان امام علي (ع)را نمونه عيني و مصداق كامل آنها دانست.
استقامت در برابر آزار ديگران

صبر نمونه هاي مختلفي دارد كه از آن جمله صبر و استقامت در مقابل مشكلاتي است كه انسان در حصول آن از خود اختياري ندارد ولي در دفع آن مختار و صاحب اراده مي باشد مانند آزار و اذيتي كه از سوي جاهلان و سفيهان بر فردي وارد مي شود.خداوند در قرآن كريم بارها و بارها پيامبر(ص)را امر به صبر در مقابل اذيت و آزار قولي و فعلي افراد سفيه نموده است.اين آيات در حقيقت عاملي است براي ايجاد روحي بزرگ در افراد مؤمن و مسلمان تا در پرتو آن با وقار و سنگيني تمام از كنار آزار ديگران گذر كنند"وَاصبر عَلي ما يَقُولُون وَاهجُرهُم هجرا جَميلا؛و بر طعن و ياوه گويي كافران و مكذبان صبور باش و به طرز نيكو از آنان دوري گزين" (8)
در روايتي وارد شده است كه اميرالمؤمنين مشغول خواندن نماز صبح بود كه ابن كواء از پشت سر آن حضرت با صداي بلند اين آيه قرآن را تلاوت كرد"لَقَد اوُحي اليك وَالي الَّذين من قَبلكَ لَئن اَشرَكتَ لَيَحبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكوننَّ الخاسرين؛و همانا برتو و بررسولان پيش از تو چنين وحي شده كه اگر به خدا شرك آوري عملت را محو نابود مي گرداند و سخت از زيانكاران خواهي گرديد"(9)و مرادش از تلاوت اين آيه اين بود كه به علي(ع) بگويد نمازت باطل است چرا كه جهت خودنمايي و رياء نماز برپا مي كني،كسي كه عبادت خود را جهت رياء و خودنمايي برپا كند مشرك است پس نماز تو باطل است.امام بار اول كه ابن كواء اين آيه را تلاوت كرد ساكت گشت و به اين آيه قرآن گوش فرا داد و ابن كواء براي بار دوم نيز اين آيه را تلاوت كرد ،امام (ع)به احترام قرآن چون بار اول سكوت اختيار كرد و به آيه قرآن گوش فرا داد .ابن كواء براي بار سوم تلاوت خويش را تكرار كرد و امام اين بار نيز چون بار اول و دوم سكوت اختيار كردو پس از استماع آن اين آيه را تلاوت فرمود"فَاصبر انَّ وَعدَالله حَقّ وَلا يَستَخَفَّنَّكَ الَّذينَ لا يُوقنون؛پس صبر پيشه كن كه وعده خدا حق و حتمي است و مراقب باش كه مردم بي علم و يقين مقام حلم و وقارت را به خفّت وسبكي نكشانند"(10)(11)
استقامت در برابر مصائب

يكي ديگر از نمونه هاي صبر ،صبر و استقامت بر مشكلات و حوادث ناگواري است كه آدمي نه در حصول و پيدايش‌ آن از خود اختياري دارد و نه در دفع آن مي تواند مختار و صاحب اراده باشد.صبر بر مصيبت به معناي ترك جزع مي باشد.از اين روست كه قرآن كريم صبر بر مصيبت را در مقابل جزع قرار داده است"وَبَرَزُا لله جَميعافَقال الضُّعَفؤُا للَّذينَ اسْتَكبَرُوا انَّا كنَّا لَكُم تَبَعآ فَهَل اَنتُم مُغنُون عنَّا من عَذاب الله من شَيءٍٍ قَالوُا لَو هَدنَا الله لَهَدَينَاكُم سَواءٌ‌ عَلَينَا اَجَزَعنَا اَم صَبَرنَا مَا لَنَا من مَحيص؛ و روزي كه مردم از قبرها برانگيخته و به پيشگاه خداوند حاضر شوند در آن روز ضعيفان به گردنكشان گويند ما در دنيا تابع رأي شما بوديم آيا امروز شما هم از عذاب خدا ما را كفايت خواهيد كرد؟جواب دهند كه اگرما را از خدا سعادت هدايت بود ماهم شما راهدايت مي كرديم اكنون هرچه جزع و التماس كنيم يا صبر و تحمل يكسان است و هيچ از عذاب گريزگاهي نداريم"(12)
خداوند در قرآن چنين صابران را معرفي مي نمايد"اَلَّذينَ اذا اَصابَتهُم مُصيبةٌ قَالوا انّا لله وَ انّا اليه راجعون؛آنان كه چون به حادثه سخت و ناگواري دچار شوند صبوري پيش گرفته و گويند ما به فرمان خدا آمده ايم و به سوي او رجوع خواهيم كرد"(13)و امام علي (ع)نمونه راستين صابران است.صبر و استقامت امام(ع)در جريان رحلت پيامبر(ص) و پس از مدتي كوتاه از اين واقعه تلخ و جانگداز شهادت صديقه كبري(س)برجسته ترين مصداق اين آيه شريفه است.
در روايت است كه هنگامي كه حضرت زهرا(س) وفات كرد امام علي(ع) خود كار كفن و دفن آن بانو را بر عهده گرفت . وقتي با دست مبارك خود آن بانو را در خاك نهاد ، اندوه و غم بر دلش هجوم آورد.پس سيلاب اشك بر گونه هايش جاري شد و رو به جاني قبر رسول خدا (ص) گرداند و گفت:" اي رسول خدا! از من بر تو سلام باد و سلام باد بر تو از جانب دخترت و حبيبه ات و نور ديده ات و زايرت و كسي كه در آرامگاه تو در ميان خاك خفته و آن كس كه خداوند زود رسيدن به تو را برايش برگزيده است. يا رسول الله ! صبرم در فراق دختر برگزيده ات كاسته شد و تاب و توانم در فراق سرور زنان به سستي گراييده‌،‌ جز اين كه در تأسي من به سنت تو و در اندوهي كه با جدايي تو بر من فرود آمد ، جاي صبر و بردباري (بر عزاي فاطمه ) باقي است‌،‌ همانا من تو را در لحد آرامگاهت نهادم . پس از آن كه جان مقدست بر روي سينه ام جاري گشت (هنگام جان دادن سرت به سينه من چسبيده بود ) و تو را با دست خود به زير خاك پنهان نمودم و خودم شخصا امورت را به عهده گرفتم. آري در كتاب خدا آيه اي است كه سبب مي شود مصيبت ها را با آغوش باز بپذيريم:"ما همه از آن خداييم و همه به سوي او باز خواهيم گشت "(14)(15)فقدان زهرا آنقدر بر علي سنگين بود كه زهرا خود از قبل علي را به صبر و استقامت بر اين مصيبت دعوت مي كرد. (16)پس از رحلت رسول خدا(ص)ماجراهاي بسيار تلخي نسبت به خاندان آن حضرت رخ داد كه امام علي(ع)در بحراني ترين شرايط قرار گرفت.از يك سو فراق پيامبر(ص)از سوي ديگر شهادت حضرت زهرا(س)و از سوي ديگر غصب مقام رهبري و هتاكي هاي شكننده اما آن حضرت با صبر و استقامت انقلابي با همه نا ملايمات را برخود هموار مي كرد و مي فرمود "ديدم صبر و تحمل به عقل و خرد نزديك تر است از اين رو با اينكه (در برابر حوادث سخت)همچون كسي بودم كه خاشاك چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته صبر و استقامت نمودم"(17)شايد به جرأت بتوان گفت پس از پيامبر(ص) هيچ كس مانند امام علي(ع)با مصايب و رنج ها مواجه نشد ولي هرگز اظهار عجز و ضعف ننمود. امام صادق(ع)مي فرمايد "آن حضرت در مواقع طاقت فرسا برمي خاست و نماز مي خواند و در پناه نماز به خود آرامش مي بخشيد و اين آيه را تلاوت مي فرمود"وَاستَعينُوا بالصَبر و الصَلاة"(18)
استقامت در جهاد

يكي ديگر از نمونه هاي صبر و استقامت ،صبر و استقامت در جنگ است.جامعه اسلامي براي داشتن زندگي شرافتمندانه و حفظ اصالت و استقلال و ايجاد امنيت براي مال و ناموس و عرض خود بايستي در مقابل دشمن سرسختانه ايستادگي كند و از كيان خويش پاسداري نمايد.عزت و شرف در گرو جنگ است ،شرافت و عزت جنگ در پيروزي و غلبه بر دشمن تنها در سايه صبر و استقامت امكان پذير است. هم چنان كه خداوند مي فرمايد"يا ايها الَّذين امَنوا اذا لَقيتُمُ الَّذين كَفَروا زَجفاً فَلاتُولّوُهُمُ الاَدبارَ. وَمَن يُولّهم يَومَئذدُبُرَهُ الا مُتَحَرفّا لقتال اَو مُتَحَيّزا الي فئَة فَقَد باءَ بغَضَب منَ‌الله وَمَاوه جَهَنَّمُ وَ بئسَ المَصير؛اي اهل ايمان هر گاه با تهاجم و تعرض كافران در ميدان كارزار روبرو شويد مبادا از بيم آنها پشت كرده و از جنگ بگريزيد.هر كه در روز جنگ به آنها پشت نمود و فرار كرد به طرف غضب خدا روي آورده و جايگاهش دوزخ كه بدترين منزل است خواهد بود مگر آن كه از ميمنه به ميسره ويا از قلب به جناح براي مصالح جنگي رود يا از فرقه اي به ياري فرقه اي ديگر شتابد"(19)
خداوند در قرآن كريم صبر و استقامت در جنگ را از نيكي ها و افراد ثابت قدم و با استقامت در ميدان كارزار را از نيكو كاران دانسته است. (20)
امام علي (ع) خطاب به فرزندش محمد بن حنفيه در جنگ جمل ، در باب صبر و پايداري در جنگ و فرار نكردن از ميدان جنگ ، چنين مي فرمايد:"پاي خود را چون ميخ در زمين بكوب(يعني در ميدان جنگ ثابت قدم و استوار باش و از بسياري دشمن نترس)" (21)
در جنگ احد نيز كه دشمن يكباره دست به حمله زد و از شكاف گردنه بر مسلمانان هجوم آورد ،مسلمانان به كوه هاي اطراف گريختند و تنها امام علي(ع)و تني چند از ياران پيامبر بودند كه به مقابله با دشمن ادامه دادند.قرآن از اين جوانمردان با ايمان و اين مجاهدان شكست ناپذير تجليل مي كند ، و كساني را مه به ميدان نبرد پشت كرده، پيامبر(ص ) را تنها گذاشتند و رفتند ،مورد سر زنش و نكوهش قرار مي دهد:" أَم حَسبتُم أَن تَدخُلُوا الجنَّة وَ لَمَّا يَعلَم الله الّذينَ جاهَدُوا منكُم وَ يَعلَمَ الصّابرينَ . وَ لَقَد كُنتُم تَمَنَّونَ المَوتَ من قَبل أَن تَلقَوهُ فَقَد رَأيتُمُوهُ‌ وَ أنتُم تَنظُرُون ؛ گمان كرده ايد كه اين گونه مي توانيد به بهشت درآييد ؟! خداوند هنوز مجاهدان راستين و صابران پولادين شما را باز نشناخته است . مگر شما نبوديد كه پيش از آن كه مرگ به ديدارتان بيايد ، آرزوي مرگ مي كرديد؟ حال كه مرگ به ديدارتان آمده است ، چرا اين چنين چشمانتان آن را مي نگرد؟" (22)در اين جنگ امام علي(ع)ثابت قدم ماند و از پيامبر(ص)و رسالت الهي او دفاع كرد و از هر طرف كه دشمنان به وي حمله مي كردند در مقابل حملات آنها جان خود را سپر رسول خدا(ص) قرار مي داد. ثبات قدم امام در اين جنگ به حدي بود كه در روايت است كه در آن روز بيش از 60 زخم و جراحت از شمشير و نيزه و تير بر بدن علي(ع) وارد شده بود اما حضرت هم چنان مقاومت مي كرد و از هر سو كه دشمن حمله مي نمود آن را دفع مي كرد . (23)درهمين جنگ بود كه جبرئيل سند افتخار "لا سَيف الا ذوالفَقار ،لا فَتي الا علي"را در بين جمع ارائه نمود و با آواز بلند كه براي همگان قابل شنيدن بود،قرائت نمود. (24)
استقامت در عهد و پيمان

استقامت در عهد وپيمان يكي ديگر از نمونه هاي صبر و استقامت است.خداوند در آيه اي چهار مورد از مواردي كه استقامت در آنها نيكوو پسنديده است ،برشمرده و دارندگان اين صفت پسنديده را مي ستايد"...وَالموفُون بعَهدهم اذا عاهَدُوا و الصَّابرينَ في البَاساءو الضَّرَّاء و حينَ البَاس اولئكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ اولئكَ هُمُ المُتَقون؛...و با هر كه عهد بسته بموقع خود وفا كندو در كارزار و سختي ها صبور و شكيبا باشد و به وقت رنج و تعب صبر پيشه كندكساني كه بدين صفت آراسته اند آنها به حقيقت راستگويان عالم و آنها پرهيزكارانند"(25)از جمله اين صفات بر طبق اين آيه شريفه استقامت در عهد و پيمان است.
استقامت در عهد و پيمان يا همان وفاي به عهد امري است كه همه عقلا و خردمندان آنرا تأييد كرده اند .پسنديده بودن وفاداري به عهد و پيمان ريشه در فطرت انساني دارد.اين امر ،امري سفارش شده در اسلام است آن چنان كه حقيقت دين را با عهد توأم قرار داده است.رسول خدا(ص)مي فرمايد"لا دينَ لمَن لا عَهدَ لَه؛كسي كه به عهد خود وفادار نيست،دين ندارد"(26)چرا كه در حقيقت دين پيمان و عهدي است ميان پروردگار و بنده و بنده اي كه به عهد خود وفا نكند پيمان خود با خدا را شكسته و اسلام او تنها اسلام ظاهري است.
دوران زندگي 13 ساله پيامبر(ص)در مكه سرشار از حمايت هاي بي دريغ امام علي(ع) است و آخرين آن ماجراي ليلةالمبيت بود؛يعني شبي كه بنا بود پيامبر(ص)با نقشه يي زيركانه در خانه اش ترور شود و مرد شجاعي لازم بود كه اين توطئه را خنثي كند.امام در جاي پيامبر(ص)خوابيد و با اين كار هم جان آن حضرت را نجات داد و هم مانع لو رفتن نقشه هجرت گرديد. و بدين سان يكبار ديگر به عهدي كه در مهماني خويشان به دعوت پيامبر(ص)با آن حضرت بسته بود،وفا نمود. (27)
استقامت در تبليغ عملي

يكي ديگر از جلوه هاي صبرو استقامت ،استقامت در تبليغ با رفتار و كردار است.خداوند در قرآن خطاب به پيامبر(ص)مي فرمايد"فَلذلك فَادعُ وَ استَقم كَما اُمرت...؛اي رسول تو همه را به دين اسلام و كلمه توحيد دعوت كن و چنانكه مأموري پايداري كن..." (28)
دعوت و تبليغ با رفتار و كردار بسي مشكل تر و سخت تر از دعوت با زبان و گفتار است.دعوت با رفتار مؤثرتر از دعوت به وسيله گفتار است.از همين روست كه استقامت و پايداري در دعوت با رفتار بسيار مشكل تر از استقامت و پايداري در دعوت به وسيله گفتار است.استقامت در تبليغ با گفتار و كردار از سويي نشان دهنده اين است تبليغ كننده به مرام و سبك خود پاي بند بوده و به هدف خويش ايمان دارد و ازسويي ديگر اثري كه در تبليغ با كردار است در تبليغ با گفتار نيست؛چرا كه مردم آنچه را كه به چشم خويش مي بينند زودتر و سريعتر مي پذيرند.
امام علي (ع)كه تمامي لحظات زندگي اش دعوت عملي و تبيلغ اسلام راستين با كردار و رفتار بود ،در جنگ صفين پس از آن كه سپاهيانش آب را از لشكر معاويه گرفتنددر پاسخ يارانش كه از حضرت خواستند تا مانع برداشتن آب توسط سپاه معاويه شود فرمود:"نه مانع و حايل ميان آنان و آب نشويد ،و من آن كاري را كه جاهلان و نادانان كردند نمي كنم،ما كتاب خدا را برايشان عرضه خواهيم كرد و به هدايت دعوتشان خواهيم نمود اگر پذيرفتندكه به هدف خود رسيده ايم و گرنه زبانه تيز شمشير ما را از اين كارهاي جاهلانه بي نياز خواهد كرد" (29)و مانع از اين شد كه يارانش آب را از ياران معاويه دريغ دارند و بدين سان با عمل خود اسلام راستين را تبليغ نمود.
جنگ هاي امام هيچ يك با هدف پيروزي براي رسيدن به حكومت نبود بلكه جنگ انسانيت بود. از همين رو بود كه امام هدف عالي خود را با رفتار و كردار تبليغ مي كرد.آب دادن به سپاه تشنه دشمن،خود پيروزي بود ؛زيرا يكي از اصول اسلام و انسانيت به اجرا درآمده و راه حقيقت به همگان نشان داده شده بود.
به حقيقت علي(ع)شخصيتي است كه بر قله رفيع تاريخ نشسته و نظاره گر و گواه اعمال ماست.او وسيله تقرب به خدا و صراط مستقيم و دستاويز محكم و جان پيامبر(ص) است؛شخصيتي كه عدالت به وجودش مفتخر است.انساني متعالي ،مظهر حق و كمال كه هيچ كس را توان هم پروازي با وي نبود.صبر و استقامت شاگرد مكتب او بودند.به راستي علي(ع)معجزه اسلام،مبين قرآنو احكام شريعت و جلوه تمام نماي يك فدايي جان بر كف در راه خدا بودكه تا لحظه شهادت با اسلام و براي اسلام زيست.

[ پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:49 ] [ ناجی فاصله ها ]

17اثر شوم دیدن عکس و فیلم مستهجن  


یکی از قدرتمندترین نیازها و غرایزی که در انسان وجود دارد غریزه جنسی است. نیاز جنسی مانند نیاز به آب و غذا از نیازهایی است که بایستی از روش صحیح ارضاء گردد.
فحشا

از نظر علم و تجربه ثابت شده است که یکی از عوامل اصلی و ناخودآگاه تحریک و ترشح غدد و هورمونهای جنسی، نگاه است. نگاه به نامحرم هر چند اگر بدون قصد تلذّذ باشد عمل طبیعی و غریزی خود را انجام می دهد و زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می کند. تحریک غریزه جنسی به گونه نامشروع نیز آثار شوم و نکبت بار فراوانی بر ابعاد مختلف انسان و جامعه بشری ایجاد می نماید. اسراف، انحراف و هدر رفتن نیروهای فکری ، اجتماعی و معنوی انسان، زمینه سازی سردی روابط خانوادگی (شخصی که نگاه خود را کنترل نمی کند با یک همسر ارضا نمی شود)، حالت حسرت و ناکامی، از دست دادن آرامش روانی، میل به گناه (لواط، زنا ، استمناء و....) و بالاخره گرایش به گناهان مختلف از جمله آثار سوء نگاه حرام است که در عرصه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماع ظاهر می گردد. امام علی علیه السلام می فرماید چشم، پیش قراول دل، جلودار فتنه، دام شیطان و نگاه حرام سبب کاشتن بذر شهوت و نهال گناه (زنا و لواط و استمناء و ...) است.[1] نگاه به نامحرم باعث سختی زندگی و زیادی حسرت و افسوس است. قران کریم در این مورد می فرماید: « قُلْ لِلْمُۆْمِنینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِک أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یصْنَعُونَ [2] به مۆمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این براى آنان پاکیزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است! »

برخی آثار فاجعه آمیز نگاه کردن به فیلم های غیراخلاقی را می‌‌توان اینگونه برشمرد :

1. کاهش شدید عشق:

چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می‌کنند.

2. تاثیرات فیزیولوژیک:

سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی‌ و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می‌کاهد و او را وادار به گناه می‌کند.

3. تضعیف انسانیت:

جنبه جنسی بسیاری این افراد، عاری از ویژگی‌های انسانی می‌‌شود. آنها یک حالت «من غریبه» (جنبه تاریک) را توسعه می‌‌دهند که محور آن، شهوت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش‌ها است.

مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند

4. از بین رفتن عفت عمومی‌ و اجتماعی در درازمدت:

کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.

5. نقش بستن تصاویر جنسی در مغز:

در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته‌های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می‌‌دهند که خاطرات تجربه‌هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می‌‌دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می‌‌نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می‌‌تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه‌نگاری و هرزه‌بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه‌های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می‌‌کنند و مرتباً به ذهن خطور می‌‌کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می‌‌کنند. اگر او به هنگام این تخیلات، استمنا کند، باعث تقویت پیوند بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می‌‌شود که همراه با منظره ویژه یا تکرار پی‌درپی آن صحنه در ذهن خواهد بود.

6. تأثیر بر رفتار جنسی:

برخی از جامعه‌شناسان آلمانی ادعا می‌‌کنند که «عادت بیمارگونه‌ دیدن عکس‌ یا فیلم‌های پورنو (سکسی)» بر رفتارها و برخوردهای جنسی «معتادان پورنو» تأثیر منفی دارد. تا ‌جایی که این بیماران، از انجام سکس عادی و عشق‌ورزی لذتی نمی‌‌برند. کاربرانی که داوطلبانه برای ترک اعتیاد خود به روانکاو مراجعه کرده‌اند، اعتراف می‌‌کنند که «دیدن پورنو، به بخش جدایی‌ناپذیر ارضای جنسی آنان تبدیل شده است» و آنان نمی‌‌توانند بر «وسوسه و نیاز» دیدن این تصاویر غلبه کنند.

7. انزوا و کاهش روابط اجتماعی:

پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن فیلم ها و تصاویر پورنو‌، هم‌چنین سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می‌‌شود.

نگاه

8. تحلیل توان عقل:

هر قدر که اطلاعات موجود در ذهن، منظم‌تر و دارای عناوین کمتری باشد،‌ دسترسی عقل به آنها برای پردازش‌های جدید، مهیاتر خواهد بود. اما وجود داده‌های فراوان و متعدد که فضای ذهن را بی جهت پر کرده باشند و با تکرار درگیری ذهنی و رفتار بیرونی، تقویت شده باشند، باعث می‌شود توان عقل را به مقدار چشمگیری کاهش دهند، چه رسد جایی که این داده‌ها، دارای تاثیر بر هورمونهای مختلف نیز باشد که تأثیرات ارگانیک را نیز درپی داشته باشد.

9. سقوط شخصیت زن و مرد و تبدیل شدن به وسیله‌ای برای اشباع هوس‌های سرکش:

با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است.

10. آسیب جسمی‌:

علم پزشکی هنوز تا مرز شناخت بسیاری از بیماری‌ها فاصله ای طولانی دارد و چه بسا اموری که در زندگی روزمره ما وجود داشته باشد و ما به عنوان امور مفید از آنها استفاده کنیم، در آینده ای نزدیک ضرر آنها از نظر پزشکی ثابت شود. بنابراین اگرچه تاکنون برای هرزه‌بینی، اثر جسمانی مستقیم تشخیص داده نشده است (و احتمال این وجود دارد که با پیشرفت علم مشخص گردد) ولی قطعا اثر غیرمستقیم دارد. یعنی نگاه به عکس و فیلم‌های مبتذل غالبا موجب تحریک سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) و تحریک شهوت می‌گردد؛ هم زمان ضربان قلب و تعداد تنفس افزایش پیدا می‌کند؛ ترشح برخی از هورمون‌ها در خون بالا رفته و تعادل هورمونی و روانی شخص برای دقایقی و گاه ساعت ها و گاه روزها به مخاطره می‌افتد. اگر این رفتار به مدت طولانی ادامه یابد آثار آن همه عمر فرد را در بر خواهد گرفت.

11. پرخاشگری:

هرزه‌بینی نه تنها بر ذهن فرد تاثیر مخرب می‌گذارد بلکه افراد را تشویق می‌کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند.

با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است

12. مقایسه:

به دنبال مشاهده این‏گونه فیلم‏ها، افراد مجرد در آینده به مقایسه آنچه در فیلم دیده‏اند و آنچه از همسر خود سراغ دارند می‌‏پردازند و در نتیجه نقایص و کمبودها و ضعفهای احتمالی خود و همسر خویش در ذهن فرد برجسته شده و چه بسا باعث کاهش تمایل و علاقه به همسر انتخاب شده خود می‌‏شود و به تدریج کانون خانواده را دچار اختلال و فروپاشی می‌‏کند.

13. دیدن عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل،

به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد، تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌ های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌گردد.

14. سستی ایمان:

این گناه، پیوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، این پیوند را قطع و ایمان او را زایل می‌‌گرداند؛ غریزه جنسی انسان را به طور افراطی تحریک کرده؛ او را از فعالیت‌های مثبت انسانی بازداشته؛ به سمت ارتکاب فحشا و منکرات سوق می‌دهد. بدین وسیله انسانیت انسان که سرمایه وجودی انسان است را از او سلب می‌کند.

15. محروم شدن از شیرینی و لذت انس با خدا:

هشیار بودن این تصاویر در ذهن و مرور دائمی و ناخودآگاه آن، حضور قلب را در عبادات به خطر می‌اندازد و تکرار نافرمانی خدا، بهره رابطه با او را از لذت می‌اندازد.

16. مردن دل‌ها و افسردگی:

همانگونه که روایات نیز بر این امر تصریح دارند، ولنگاری جنسی و ارتباطی، باعث بروز قساوت قلب می‌شود و مرگ معنوی و روانی قلب را درپی دارد.

17. تاثیرات منفی در زندگی زناشویی:

مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند.

[ پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:44 ] [ ناجی فاصله ها ]

آسان‌ترین راه‌های گناه نکردن


پرمودا باترا روانشناس هندی می‌گوید بزرگ‌ترین آتش‌های جهان را با یک فنجان آب می‌توان خاموش کرد. کافیست زمان را در یابید. یعنی به موقع اینکار انجام گیرد. زمانی که جرقه‌ای زده شد و آتش به تازگی در حال خود نمایی است همان موقع با یک فنجان آب آتش خاموش می‌شود. آسیب‌ها و گناهان را نیز در همان آغاز باید مهار کرد. بی مبالاتی و اهمال دامنه آنرا به سراسر زندگی گسترش داده و خاموش کردن آن کار بسیار دشوار و گاهی ناممکن خواهد بود .
گناه
همه ما خواهان سلامت و سعادت و نیکبختی در دنیا و قرار گرفتن در قرب الهی و محشور شدن با اولیاء خدا در آخرت هستیم. اما در بستر حرکت و تلاش در جهت رسیدن به اهداف متعالی فوق بعضاً در گرداب گناه و آلودگی گرفتار می‌شویم. می‌لغزیم، می‌لنگیم، می‌مانیم.

فرصت سوزی می‌کنیم. هر بار تصمیم بر عدم تکرار گناه و لغزش می‌گیریم. توبه می‌کنیم. اما بار دیگر گرفتار می‌شویم. چه کنیم؟ چه تدابیری بیندیشیم؟ آیا ممکن است گناهان خود را به صفر نزدیک کنیم؟ آیا رسیدن به مقام (نه معصومیت) که به مرز عصمت ممکن است؟ ابوذرها، مقدادها، میثم تمارها، مالک اشترها، زینت‌ها، ام البنین ها، خدیجه کبراها و نیز در دهه‌ها و سده های اخیر شیخ انصاری‌ها، میرزا جواد ملکی تبریزی‌ها، امام خمینی‌ها چگونه بدان مقام‌ها رسیدند؟

بیایید اندکی بیندیشیم – تصمیم بگیریم – تمرین کنیم – عمل کنیم. پرواز را بیاموزیم و به آن قله‌های رفیع اخلاقی و عرفانی برسیم. هم به آرامش و نشاط دنیوی و هم به سعادت و خوشبختی اخروی برسیم. برای رسیدن بدین مقام چند گام ساده لازم است خداوند دین و قرآن و انبیاء و چهارده نور آسمانی را برای راحتی و سهولت طی طریق ما طراحی و ترسیم نموده، نه برای سختی و شکنجه و ناراحتی و عذاب ما.

خداوند از رگ گردن به ما نزدیک‌تر از خود ما به ما مهربان‌تر است. پس چگونه و چرا باید ما را در رنج و عذاب گرفتار کند؟ دین اتوبان زندگی می‌سازد که هر کسی بخواهد می‌تواند در آن به طی طریق بپردازد. راه‌های پر سنگلاخ و پر پیچ و خم، از آن دور شدگان از دین است. استرس، اضطراب، اعتیاد، تنش، تلخی و گناه در بین دینداران حقیقی در کم‌ترین حّد خود می‌باشند. جالب و عجیب اینجاست که هر قدر امکانات رفاهی بیشتر، جوامع مدرن‌تر رسانه‌های صوتی و تصویری فرا گیرتر و پیچیده‌تر می‌شوند و تعداد تحصیلکردگان افزایش می‌یابد و آمار بی سوادان کاهش می‌یابد. بر آمار ناهنجاری‌های اجتماعی از جمله طلاق، اعتیاد، خشونت، قانون گریزی، ... و نیز ناآرامی‌های روانی و بداخلاقی‌ها افزوده می‌شود.

راحت‌ترین راه گناه نکردن، در محیط و فضای آلوده وارد نشدن در آب گناه مسموم کننده است. واقع شدن در فضای آلوده به گناه، مثل واقع شدن در محیطی آغشته به بیماری واگیر است. آثار مخرب آن اجتناب ناپذیر است. مگر در مورد افراد بسیار استثنایی مثل حضرت یوسف (علیه السلام) که وقتی وارد کاخ شد. کاخ نشینان را تغییر داد و خود تحت تاثیر محیط واقع نشد
چه باید کرد؟ برای پاسخ به سؤالات مذکور چه برنامه‌ها و توصیه‌هایی ارائه می‌شود؟ عارفان و عالمانی که خود به قله‌های فضایل اخلاقی و دوری از مصائب و معصیت‌ها رسیده‌اند چه گفته‌اند؟ جهت پرهیز از اطاله احکام اصلی‌ترین توصیه‌های سالکان و راهیان نور را با هم می‌خوانیم: به امید آنکه بدانیم و بخوانیم و عمل کنیم.

1- راحت‌ترین راه گناه نکردن، در محیط و فضای آلوده وارد نشدن در آب گناه مسموم کننده است. واقع شدن در فضای آلوده به گناه، مثل واقع شدن در محیطی آغشته به بیماری واگیر است. آثار مخرب آن اجتناب ناپذیر است. مگر در مورد افراد بسیار استثنایی مثل حضرت یوسف (علیه السلام) که وقتی وارد کاخ شد. کاخ نشینان را تغییر داد و خود تحت تاثیر محیط واقع نشد. همچنین آنگاه که وارد زندان شد. زندانیان را منقلب و متحول ساخت. اما در مورد افراد عادی این فرآیند به ندرت پیش می‌آید. لذا برای گناه نکردن دوری از گناه از ضروریات بسیار مهم بشمار می‌آید. مثلاً اگر در اتاقی، چند نفر در حال غیبت کردن هستند. تا زمانی که وارد آن اطاق نشده ایم از غیبت و آثار مخرب آن در امان هستیم. اما به محض ورود به آن مکان چه غیبت بکنیم چه بشنویم در هر صورت آلوده به گناه شده‌ایم.

2-دوری از دوستان و آشنایان و معاشرانی که اهل معصیت و گناه هستند. در آموزه‌های دینی انسان به آئین و مرام همنشین خود خوانده شده است. شخصیت و موقعیت هر کس را از طریق همنشینانش می‌توان محک زد. بنابر این برای پرهیز از گناه و لغزش نباید با کسانی که گناه می‌پراکنند، معاشرت نمود بنا به گفته امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) «طبع آدمی خوبی‌ها و بدی‌ها اخلاقی و رفتاری دیگران را از آن خود می‌کند. پس با خوبان معاشرت کنید تا از خوبان و پاکان به شمار آیید.»

3- بیکاری مساویست با بیماری و هم نشینی با شیطان. لذا هرگز بیکار نباشید. 24 ساعت شبانه روز را به 3 قسمت مساوی تقسیم کنید. 8 ساعت خواب، 8ساعت کار، 8ساعت بی کار این 8ساعت بیکاری را با برنامه ریزی مطلوب و مشروع پُر کنید. به طور مثال 5/1ساعت مطالعه کتاب‌های اخلاقی، دینی، عرفانی و تربیتی، 1ساعت عبادت، نیم ساعت ورزش، 1ساعت با همسر بودن، 1ساعت با فرزند یا فرزندان گذراندن، 1ساعت ارتباط با خویشان و اطرافیان (تلفنی – حضوری)، 5/1ساعت استفاده مطلوب از برنامه‌های صدا و سیما و ....

4- برای دوری از بدی‌ها و پلیدی‌ها و گناهان همین بس که از آنچه در دیگران می‌بینیم و نمی‌پسندیم. دوری کنیم. این سفارش علی (علیه السلام) است که فرمودند: برای تربیت خود همین بس که از آنچه در دیگران می‌بینی و نمی‌پسندی دوری کن. ( غرر – ح 3241)

(لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان)

5-مطالعه سر گذشت انسان‌های بزرگ اسلامی، ایرانی و جهانی، تأثیر فوق العاده ای در رویکرد و عملکرد هر انسان بی غرضی خواهد داشت. این مهم را در فرآیند مبارزه و مقابله با گناه فراموش نکنید.

خداوند از رگ گردن به ما نزدیک‌تر از خود ما به ما مهربان‌تر است. پس چگونه و چرا باید ما را در رنج و عذاب گرفتار کند؟ دین اتوبان زندگی می‌سازد که هر کسی بخواهد می‌تواند در آن به طی طریق بپردازد. راه‌های پر سنگلاخ و پر پیچ و خم، از آن دور شدگان از دین است
6-  عوامل و عناصر تحریک کننده غرایز و شهوات همچون – فیلم‌ها، عکس‌ها، و کتاب‌های مبتذل بنزینی بر روی آتش نفس امّاره خواهد بود. بنزین را از آتش دور کنید.

7- شیرینی و حلاوت، دوری از گناه را همواره در ذهن و زندگی تداعی و تکرار و تلخی و نتیجه ملال آور گناه را نیز یادآوری کنیم. از آینده به امروز نگاه کنیم. سریال زندگی خود را بنویسیم و فرآیند و پایان سریال را با خوبی‌ها و زیبایی‌های اخلاقی طراحی کنیم تا هر بیننده و خواننده سناریوی سریال زندگی ما، با دیده تحقیر آمیز به ما ننگرد.

8-  خود را به دو بال پرواز پر فراز آسیب‌ها و آفت‌ها مجهز کنیم. دو بال پرواز دین است و دانش، بدون دانش ، دین پوسته‌ای بی مغز و بدون دین، دانش چراغی در دست دزد خواهد بود. (که گزیده‌تر برد کالا) – منظور از دین اکتفا به چند رکعت نماز و سالی یک ماه روزه و مرتب به زیارت رفتن و بر سجاده نشستن و ذکر زبانی اکتفا کردن نیست.

منظور دینداری علاوه بر این‌ها خدمت بی توقع به مردم، پر کردن اوقات زندگی با خوبی‌ها، ادب در برابر عالمان و عارفان و والدین و معلمان. مهار خشم و غیبت و حسادت و نیک همسرداری کردن و تلاش در جهت تربیت دینی فرزندان، مشارکت در سرنوشت جامعه، این‌ها موانع عمده‌ی آلوده شدن به بیهودگی و گناه و بطالت است.

9- پرمودا باترا روانشناس هندی می‌گوید بزرگ‌ترین آتش‌های جهان را با یک فنجان آب می‌توان خاموش کرد. کافیست زمان را در یابید. یعنی به موقع اینکار انجام گیرد. زمانی که جرقه‌ای زده شد و آتش به تازگی در حال خود نمایی است همان موقع با یک فنجان آب آتش خاموش می‌شود. آسیب‌ها و گناهان را نیز در همان آغاز باید مهار کرد. بی مبالاتی و اهمال دامنه آنرا به سراسر زندگی گسترش داده و خاموش کردن آن کار بسیار دشوار و گاهی ناممکن خواهد بود. اگر چه گناه نکردن آسان‌تر از توبه کردن است، اما بلافاصله توبه کردن و خاموش کردن جرقه‌های گناه، اقدامی است که در فرآیند پرهیز از گناه و پاک شدن و پاک ماندن ضروریست.

[ پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:39 ] [ ناجی فاصله ها ]

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عید غدیر، عید الله الاکبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامی‏است. هیچ روزی در طول سال، فرخنده‏تر و مبارک‏تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل‏بیت نیست. امام صادق سلام الله‏ علیه می‏فرماید:

«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحی و الجمعه کالقمر بین الکواکب…» روز عیدغدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگی ماه در میان‏ستارگان است. چه تعبیر ظریفی امام دارد که عید غدیر را تشبیه به ماه کرده است ودیگر اعیاد را به ستاره; زیرا در این روز بزرگ بود که خداوند اعلام کرد: امروزدین را بر شما تکمیل کردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اکملت‏لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا». نعمت‏بزرگ اسلام که ازهر نعمتی ارزنده‏تر و گران‏بهاتر است، کامل نمی‏شود و محقق نمی‏گردد جز با ولایت علی‏علیه السلام «و مانودی بشی‏ء مثل ما نودی بالولایه‏». محب الدین طبری از علمای بزرگ اهل سنت نقل می‏کند که رسول خدا(ص) فرمود: «اذاجمع الله الاولین و الاخرین یوم القیامه و نصب الصراط علی جسر جهنم، لم‏یجزها احدالا من کانت له براءه بولایه علی بن ابی طالب‏».  در روز قیامت که خداوند تمام مردم را جمع می‏کند و صراط بر پل دوزخ زده می‏شود،هیچ کس از آن نمی‏گذرد جز کسی که با ولایت علی ابن ابی‏طالب، گذرنامه بی‏زاری وبرائت از جهنم را داشته باشد. ولایت علی(ع) همان دین حنیف است که فرمود:

«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها». پس ای پیامبر (همراه با پیروانت) به سوی آیین پاک اسلام روی‏آور که فطرت الهی‏است و مردم بر آن مفطور شده‏اند.

و ولایت علی همان طریقه و روش صحیح زندگی است که اگر مردم آن روش را برگزینند،خداوند در روز رستاخیز، از آب گوارای حوض کوثر به دست علی علیه السلام‏سیرابشان می‏گرداند. «و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا.»  و ولایت همان نعمتی است که حتما از آن سؤال می‏شود که با آن چگونه رفتار کردید«ثم لتساءلن یومئذ عن النعیم‏.»  آلوسی، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر کبیر روح المعانی پس از ذکر آیه شریفه‏«وقفوهم انهم مسئولون‏» و آنان را متوقف کنید و ایست‏بدهید که مسئولیت دارند وباید پاسخگو باشند، در ذیل تفسیر این آیه، اقوال گوناگونی را نقل می‏کند و سپس‏نتیجه می‏گیرد و می‏گوید:

«سزاوارترین و صحیح ترین سخن این است که در آن روز از عقاید و اعمال انسان‏سؤال می‏شود و از همه مهم‏تر و عظیم‏تر، قطعا ولایت علی کرم الله وجهه است‏». و در این روز بزرگ که یادآور نصب و تعیین امیرالمؤمنین به دست مبارک رسول‏اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و به امر پروردگارش است، باید این فطرت الهی‏را در دل‏ها زنده کرد و پرده‏های ظلمت و جهالت و تارهای نادانی و غفلت‏را ازدیدگان غافلان برداشت تا بر طریقه حق پایدار گردند و به صراط مستقیم الهی روی‏آورند و دینشان کامل شود. مفضل از امام صادق علیه السلام می‏پرسد:

مولای من! آیا به من دستور می‏دهی که‏این روز را روزه بداریم؟ حضرت پاسخ می‏دهد: «ای و الله ای و الله انه الیوم الذی نجی فیه ابراهیم‏من النار فصام لله شکرا لله عزوجل ذلک الیوم، و انه الیوم الذی اقام رسول الله‏اءمیرالمؤمنین علما و ابان فضله و وصیته، فصام ذلک الیوم، و ذلک یوم صیام وقیام و اطعام الطعام و صله الاخوان و فیه مرضاه الرحمن و مرغمه الشیطان‏». آری، به خدا قسم آری، به خدا قسم! این همان روزی است که خداوند، حضرت‏ابراهیم را از آتش رها ساخت، پس او به شکرانه این لطف الهی، این روز را روزه‏گرفت. و همانا این روز، روزی است که رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم امیرالمؤمنین علیه السلام را بر مردم نصب کرد و بزرگواری و فضلش رانمایان ساخت و او را وصی و جانشین خود قرار داد، پس او هم در این روز، روزه‏گرفت و این روز، روز روزه گرفتن و دعا کردن و مسلمانان را اطعام نمودن و به‏دیدار برادران دینی رفتن است و در این روز، رضایت‏خدای رحمان به دست می‏آید وبینی شیطان به خاک مالیده می‏شود (مایوس می‏گردد(

امام صادق علیه السلام اعمال این روز مهم را در چهار چیز خلاصه می‏کند:

۱/ صیام: در برخی روایات وارد شده که روزه این روز برابر است‏با صد بار حج‏و صد بار عمره. و در روایت دیگری، کفاره شصت‏سال گناه است. پس حتما برادران وخواهران به این فضیلت‏بسیار مهم توجه کنند و حتما آن را روزه بدارند.

۲/ قیام: اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات ودعا و استغفار، اطلاق می‏شود ولی ممکن است قیام کنایه از استقامت و پایداری درراه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و مسلمین و مبارزه با طاغوت‏ها و ستم‏پیشگان‏باشد.  بهر حال خود قیام علیه باطل و جهاد در راه خدا، نیز یک عبادت بزرگ است‏بلکه‏از اهم فرائض و واجبات است.

۳/ اطعام الطعام: مهمانی کردن و اطعام نمودن برادران باایمان از ویژگی‏های‏تمام اعیاد به ویژه این عید بزرگ است که بر آن تاکید شده است. و قطعا خرسندنمودن مؤمنین، از برترین عباداتی است که رضایت پروردگار را به دنبال دارد.

۴/ صله الاخوان: احسان و نیکی به برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان‏پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیکو است ولی در این روز، تاکید بر آن شده‏است. در روایت دارد که هر وقت‏با برادر مومنی دیدار کردید، برای تهنیت‏به اوبگویید: «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمؤمنین والائمه‏علیهم السلام‏» سپاس و حمد خدای را که ما را جزء تمسک‏جویان به ولایت امیرمومنان ودیگر امامان درود خدای رحمان بر آنان قرار داد.  فرا رسیدن این اعیاد بزرگ اسلامی را به مقام شامخ ولی الله الاعظم ارواحنالتراب مقدمه الفداء، علمای اعلام، مقام معظم رهبری، ملت‏بزرگ ایران و عموم‏مسلمانان و شیعیان و پیروان امامان، تبریک و تهنیت عرض نموده، از خدای بزرگ‏خواهانیم ما را جزء شیعیان و ولایت‏پذیران واقعی قرار دهد.

[ پنجشنبه نهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:32 ] [ ناجی فاصله ها ]
  1. ***هنوز پنجره اي هست براي آنچه نديده ام***

    *** در اوج قدرت انسان باش***

    *** عوام از کسی که صدایش از همهبلندتر است پیروی می کنند***

    *** کسی که نیازهایش کمتر باشد به خدا نزدیکتر است ***

    *** هر جا که فقر از حد خود بگذرد بدانید مایه افتخار شده است ***

    *** به درختان جنگل گفتند،شما با این عظمت چرا ازتکه آهنی به نام تبر میرنجید؟گفتند:رنجش ما از تبر نیست از دسته ی آن است که از جنس خود ماست ***

    *** سیاست هنر جمع آوری آراء از فقیران و جمع آوری مخارج تبلیغات از ثروتمندان است، با این وعده به هر طرف که آنها در مقابل دیگری محافظت خواهند شد ***
[ دوشنبه ششم مهر ۱۳۹۴ ] [ 19:6 ] [ ناجی فاصله ها ]
جاده ماندست و من و این سرِ باقیمانده
رمقی نیست در این پیکرِ باقیمانده
نخل ها بی سر و شط از گِل و باران خالی است
هیچ کس نیست در این سنگرِ بافی مانده
گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده
باز شرمنده ام از این سرِ باقی مانده
روز و شب گرمِ عزاداریِ شب بوهایم
من و این باغچه ی پرپرِ باقی مانده
پیش کش باد به یکرنگی ات ای مرد ترین
آخرین بیت در این دفترِ باقی مانده
تا ابد مرد ترین باش و علمدار بمان
با توام ای یلِ نام آورِ باقی مانده
[ دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۴ ] [ 21:27 ] [ ناجی فاصله ها ]

روضه امام باقر (ع)

 

خداحافظ ای معنی علم و ایمان

خداحافظ ای راز آیات قرآن

خداحافظ ای داغ و درد و صبوری

خداحافظ ای گنج اسرار پنهان

خداحافظ ای نور عشق خدایی

خداحافظ ای زخم های جدایی

خداحافظ ای پنجمین مرد مظلوم

خداحافظ ای آخرین کربلایی

خداحافظ ای وارث صبر زینب

بهاری ترین بارش از ابر زینب

خداحافظ ای محرم راز عمه

پریشان ترین زائر قبر زینب

خداحافظ ای روضه خوان ابالفضل

برای غم بی کران ابالفضل

خداحافظ ای سیل آسا ترین اشک

به زخم روی بازوان ابالفضل

خداحافظ ای هم صدای رقیه

شریک همه گریه های رقیه

خداحافظ ای خسته از تازیانه

تمام سفر پا به پای رقیه

[ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 21:20 ] [ ناجی فاصله ها ]
ﺩﻩ ﭼﻴﺰ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ١٠ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺳﺖ : ١ . ﻏﺮﻭﺭ، ﻣﺎﻧﻊ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ٢ . ﺗﻌﺼﺐ، ﻣﺎﻧﻊ ﻧﻮﺁﻭﺭﻯ ٣ . ﮐﻢ ﺭﻭﻳﻲ، ﻣﺎﻧﻊ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ٤ . ﺗﺮﺱ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻥ ٥ . ﺗﺨﻴﻞ، ﻣﺎﻧﻊ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻴﻨﻲ ٦ . ﺑﺪﺑﻴﻨﻲ، ﻣﺎﻧﻊ ﺷﺎﺩﻱ ٧ . ﺧﻮﺩﺷﻴﻔﺘﮕﻲ، ﻣﺎﻧﻊ ﻣﻌﺎﺷﺮﺕ ٨ . ﺷﮑﺎﻳﺖ، ﻣﺎﻧﻊ ﺗﻼﺵ ﮔﺮﻱ ٩ . ﺧﻮﺩﺑﺰﺭﮒ ﺑﻴﻨﻲ، ﻣﺎﻧﻊ ﻣﺤﺒﻮﺑﻴﺖ ١٠ . ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻥ، ﻣﺎﻧﻊ تغییر

[ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 20:19 ] [ ناجی فاصله ها ]

نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (ع) نماز را مرز ايمان و کفر دانسته است. بنابر اين، اگر کسي بخواهد خيمه ايي به نام دين را برپا کند، بايد همواره در انديشه تيرک اصلي و ستوني باشد که دين بدان استوار مي‌گردد.

 

استاد مطهري در کتاب” آزادي معنوي” مي‌نويسد:

يکي از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است. پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست. ابوبصير هم که کور بود گريست. بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودي و لحظه ي آخر امام را نديدي؛ جريان عجيبي رخ داد. امام در يک حالي فرو رفت که تقريباً حال غشوه اي بود. بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي مي‌کرد يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمي که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد.”

در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روايتي از حضرت ختمي مرتبت به نقل از دختر مکرمه‌شان نقل شده است که بسيار تکان‌هنده است:

“حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک مي شمارند چه هست بر ايشـان. اين سبـک شمردن صحبتهاي مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع  خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد. يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم. در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال مي‌کند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه مي‌شود؟ « قال رسول الله ( ص ) : يا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: يا فاطمه کسي که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا مي‌کند ( خيلي تهديد کننده است ) ، « ستٌ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موتها و ثلاث في قبره و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـي دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج مي‌شود. « فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا »، اما شش خصلتي که خدا پيش مي‌آورد در دنيا براي کساني که نمــاز را کوچک مي شمارند:

1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »:

اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند مثلا فرض کنيد صاحب همين کتاب، مجلسـي، اهل تزکيه بوده، اهـل باطن بوده، فليسوف بوده، عارف بوده، خدمــاتي که کرده، مرجعيت که داشته، چقــدر کتاب نوشته، کتابهايش اگــر بنا باشد که به ما بدهند از روي آن بنويسيم تا آخر عمــر تمام نمي‌کنيم؛ عمر با بــرکت بوده؛ مقصود طولانــي بودن عمر نيست، برکت در عمر، اشتباه نکنيد. کساني که در نمـاز سستي مي‌کنند از عمرشان برکت گــرفته مي‌شود؛ چيز عجيبي است بعدش هم روي اين مسـاله دقت کنيد اين عمـرها که مي‌گذرد، عمـر ماها  و عمر بعضي‌ها چگونه است در مقايســه با آنها از لحــاظ  برکت؛ يرفع الله البرکة في عمره.

2- « يرفع الله البرکة من رزقه »:

برکت را از روزيشــان هم  بــر مي‌دارد. برکت از روزي هم اين نيست که انســـان کم پول بدست مي‌آورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر مي‌دارد.

3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »:

سومين چيزي که مبتلا مي‌شود اين است که خداي متعال سيمــاي صالحان را ازاو بر مي‌گيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه مي‌کنيد سيماي صالحــان در او نيست. اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق مي‌فهمند، اين را با ذوق و دل مي‌شود فهميد، نه زيبــايي ظاهري است، سيماي صالحان يک چيزي است که اهل دل و اهل ذوق مي‌فهمند.

4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »:

هر عملـي که انجام مي‌دهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــري به آن داده نمي‌شود.

5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »:

پنجمي اش اين است که دعــاي او مستجاب نمي‌شود.

6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »:

از دعاي صالحان هم بي بهره مي‌شود، يعني صالحان که براي مومنيــن و مومنــات دعاهايي مي‌کنند که وظيفه اشان است، اينها از دعاي صالحان حظّـــي برايشـان نيست. اين شش خصلتي  که در دنيا پيش مي‌آيد براي آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.

« و اما اللواتي تصيبه عند موته »

تکرار مي‌کنم کوچک شمردن نماز، تاخير از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهرا و باطنا بازي نکردن، لباس و نظافت و اينها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.

 و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او مي‌رسد:

1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »

اولش اين است که مرگش به صورت خفت‌ بـار مي‌شود.

2- « والثانية يموت جائعا »

گـرسنه مي‌شود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهري و دنيوي است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل مي‌شوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگي و تشنگي شــروع مي‌شود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزي غيــر از گرسنگي دنياست.

3- « والثالثة يموت عطشانا »

سومي هم اين است که در حال تشنــگي است فلو سقي من انهار الدنيا لم يرو عطشه.

« و اما اللواتي تصيبه في قبره »،

اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او مي‌رسد اين است که:

1- « فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »

حالا ما فکر مي‌کنيم اين سستي‌ها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا مي‌بخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلي چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل مي‌کند که در قبرش به او عذاب مي‌کند در بـــرزخ.

2- « و الثانية يضيق عليه قبره »

و دومين چيز که خدا براي او پيش مي‌آورد اين است که عــالم قبرش براي او تنگ مي‌شود؛ اين را ديگر نمي‌فهميم که چگونه تنــگ مي‌شود.

3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »

و سومي اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمـاني مي‌شود.

« و اما اللواتي  تصيبه يوم القيامة »،

 اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش مي آيد

وقتي که از قبرش خــارج مي‌شود و به قيامت و محشــر قـدم مي‌گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل مي‌کند که او را بـه “رو مي‌برند” توجــه مي‌کنيد نماز خوان است مردم هم نگاه مي‌کنند؛ غيـــر عـادي مي‌برند. « و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومي اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدي از او مي‌کشند. « و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته.”

[ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 20:16 ] [ ناجی فاصله ها ]
آخرین پیامبر خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامى که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاى نیک مانع آن مى باشد.
و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.


[ جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 10:52 ] [ ناجی فاصله ها ]
امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند:
بد آدمي است آن كه داراي دو چهره و دو زبان مي باشد; دوست و برادرش را در حضور، تعريف و تمجيد مي كند ولي در غياب و پشت سر، بدگوئي و مذمّت مي نمايد كه همانند خوردن گوشت هاي بدن او محسوب مي شود، چنين شخص دو چهره اگر دوستش در آسايش و رفاه باشد حسادت مي ورزد و اگر در ناراحتي و سختي باشد زخم زبان مي زند.

هیچ بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد٬

تا دروغ را چه شوخی باشد یا جدّی مطلقاً ترک کند.(امام علی(ع))

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 21:20 ] [ ناجی فاصله ها ]
سلام..

گاهی نگرانی و استرس و غم و اندوه به نحوی به سراغم میاد که نمی تونم از اون خلاص شم

نمیدونم علت اون گناهانم هست یا این زندگی های  ماشینی این زمونه و مشکلاتش..نمیدونم

باور کنید وقتی به اون معظلات ذهنی و روحی به سراغم میاد فقط یک چیز ارامش میده فقط خدا..

و خدا مرا بس است..

و روی زمین کیست که مایه ارامش است؟

بله امام زمانمان مهدی موعود(عج)..

به او پناه می برم و دست نیاز به سویش دراز میکنم..

باشد که مورد لطف و رحمت و مغفرت باری تالی قرار بگیریم ان شا الله..

[ پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ] [ 21:38 ] [ ناجی فاصله ها ]

سلام بر همه منتظران..

خدایا خوشحالم از اینکه روزی خواهد آمد که ذخیره الهی به اذن خدای متعال اجازه قیام خواهد داشت تا انتقام  آل عبا و شیعیان را خواهد گرفت..

بله او انتقام همه خون ها و ظلم هایی که در حق صالحان کوی دوست از اول خلقت تا آن زمانی که اجازه ظهور داده شود را خواهد ستاند..

باورتان میشود تمام ظلم هایی که در حق پیامبران عظیم الشان(ص) و امامان معصوم(ع) و همه شیعیان و دوستداران همه اهل بیت روا داشته اند را خواهد ستاند..

بله او خواهد آمد و و زمین مرده به فیض وجود او بر او و بر همراهانش خواهد بالید و شادیش را به عرض خدا خواهد رساند..

بله مرهم زخم های همه خوبان عالم خواهد آمد ..

مردی از تبار علی(ع) و حضرت زهرا(س) خواهد امد و شمشیر ذوالفقار جدش علی(ع) که شمشیر انتقام خداست بر دست خواهد امد.

به این امید زنده ایم که مردی خواهد امد که میگوید هر کس میخواهد جمال تمام پیامبران اوالعزم(ص) را ببیند به من نظر کند..

میگوید هر کس میخواهد جمال نورانی تمام امامان معصوم(صلوات الله و سلامه علیه) را ببیند به من نظر کند..

خدا تمام قوت قلبم،تمام آرزویم آن روز است که به اراده خدای متعال خواهد امد و تمام غم های روزگاران را که در دل عشاق است را برطرف میکند..

و آنروز است که وعده خدای متعال به معنای واقع کلمه در تمام دنیا عدالت و صلح برپا خواهد شد و حکومت زمین بفرموده قرآن به مردی از تبار صالحان خواهد رسید..

واقعا رواست در جایی که مردانی از عرش خدا روی زمین باشند و حکومت به نااهلان و فاسدان و کافران و فجار بیفتد.. بله حقوق واقعی امامان معصوم(ع)که از جانب خدا روی زمین بودند به ناحق از آنها سلب شد و ظلم هایی که در حق امامان معصوم(ع) و شیعیان انان روا داشته شد..

منتظران برای آمدن امام زمان(عج) با سپاهی از شهدا دعا کنید ..(اللهم عجل لولیک الفرج)

 

[ جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ ] [ 14:15 ] [ ناجی فاصله ها ]

هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشگر بود

پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است

با خبر باشید ای چشم انتظاران ظهور

بهترین سلطان عالم از همه تنهاتر است.

 

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تیر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه برمیگردد.

 

دوست دارم که یک شب جمعه/ صبح گردد به رسم خوش عهدی

ناگهان بشنوم زسمت حجاز/ نغمه ی دلخوش انا المهدی

ازشنبه درون خود تلنبار شدیم/تا آخر پنج شنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر دیداریم/ جمعه شد و لنگ ظهر بیدارشدیم .

 

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم

تا دست کشی بر سر سودا زده من

 

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد/ برشوره زار دلهاباران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن/ آن مرد تا نیاید باران نخواهد آمد.

 

ارباب زمین، امیر مریخ، بیا

تا نخل ستم برکنی از بیخ بیا

از قول همه منتظران می گویم

ای پیرترین جوان تاریخ بیا..

 

[ پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 21:39 ] [ ناجی فاصله ها ]

مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره)

و ای نفس! بدان که می توانی نزدیکی و رضایت او را در مدت یک روز بلکه در یک ساعت و یک لحظه بدست آوری.

بشرط اینکه بدانی نیت تو در ترک غیر خدا و قصد دیدار او صادقانه و پاک است.

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:37 ] [ ناجی فاصله ها ]
اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو
دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی
کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی
اومدم همسایه های پاپرت رو دون بدم
دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم
روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدم
خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم
بگم آفتابیو و عاشقم درست مثل جنوب
با همون لهجه دریایی که میدونی تو خوب
مِ از سید مظفر به تو دخیل اَ بندُم
نظرُم هَ بیارُم یِتا کیسه گندم
شاید که کفترانِت لایقُم بِدونِن
حاجتی که اوم هَ به گوشت برسانِن
تو چشمه محبت مِ تشنه نگاتُم
تو کعبه امیدی به هر دم نه صداتم
اسم نازنینت تا روی زبونِن
اون گدن مدائک لحظه اذانِن
روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم
میون گریه بگم غریبو در به در منم
تو رو شاهد بگیرم که با خدا حرف بزنی
میدونم که دست رد باز به سینم نمیزنی
میدونم شفاعت بی منتت زبون زده
به همین امید دلم به مشهد تو اومده
تو که اسمت با غم نقاره ها روی لباست
همه صحن طلات ردپای فرشته هاست
دست خالی هیچکسی از در خونت نمیره
یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره
یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره..

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:33 ] [ ناجی فاصله ها ]
علامه آیة الله سید محمد حسین طباطبایی فرمودند : همه ائمه ، رئوفند ؛ ولی رأفت امام رضا (ع) حسی است . همین که وارد حرم می شوی ، می فهمی که حضرت رئوف است.

امام رضا علیه‏السلام فرمود:کسی که با دوری راه سرا و مزار من به زیارت من بیاید،

روز قیامت در سه جا (برای دستگیری) نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید:

هنگامی که نامه‏ها (ی اعمال) در راست و چپ به پرواز درآیند،

 نزد (پل) صراط

و نزد میزان (محل سنجش اعمال).

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:10 ] [ ناجی فاصله ها ]

باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم ،تو در من
از من به من نزدیک تر تو
از تو به تو نزدیک تر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دل و یک درد داری
تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی من باتوام تنهای تنها
من با توام هرجا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه دل
باور نکن تنهاییت را
من با تو ام منزل به منزل..

 
[ دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲ ] [ 18:1 ] [ ناجی فاصله ها ]

در زیارت اربعین می خوانیم :السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات...معنای واژه قتیل العبرات چیست؟

در روایات آمده است که امام حسین علیه السلام فرمودند : انا قتیل العبرات

( من کشته اشک چشم هستم ) . معنای عبارت ثقیل به نظر می آید که در

تفسیر آن سه وجه محتمل است :

1 - شایسته است که فقط در همه مصائب ، بر ابا عبد الله الحسین علیه السلام

گریه نمود . در روایات آمده است حتی وقتی بر مردگان گریه می کنید حضرت

حسین علیه السلام را مد نظر بیاورید تا در ثواب گریه بر ایشان شریک

بوده و از سفره پر فیض  ایشان بی بهره نمانید .

شخصی آمد محضر یکی از امامان معصوم و از ایشان سوال نمود :

من در مصائب امام حسین گریه ام نمی آید ، آید می شود خود را با یاد اموات

منقلب ساخته و برای ایشان گریه نمایم ؟ آیا در ثواب گریه شریک هستم ؟

ایشان  فرمودند : مانعی ندارد و در ثواب گریه شریک هستی .

2 - در تشکیلات اباعبدالله در قبال گریه بر امام حسین علیه السلام بی حساب و

کتاب اجر می دهند  و گریه بر ایشان  باعث بوجود آمدن صفت رحمت و رقت در

قلوب است که این نیز از اسباب تقرب به خداست و گریه بر ایشان آثار

فراوانی دارد که یکی از آنها برائت از آتش دوزخ است . پس خداوند به

واسطه ی گریه بر ایشان افراد زیادی را از آتش دوزخ رهائی می بخشد .

3 - بسیاری از مشرکین با دستان پر خیر و برکت امیر مومنان علی علیه السلام

به درک واصل شده بودند . در جنگ بدر ، احد و... بسیاری دیگر از جنگها .

 ابا عبد الله می فرمایند : من بواسطه اشک هائی که دشمنان دین در غم از دست

دادن کفار ریختند به شهادت رسیدم . این جمله بدین معناست که :

بغض نسب به علی بن ابیطالب بواسطه به درک واصل شدن کفار ( از بنی امیه ) به دست

علی بن ابیطالب  باعث شد که کسانی که از روی نفاق اسلام  آورده بودند ، کمر به قتل حسین بن علی و خاندانش ببندند.

و یزید لعنة الله علیه از نوادگان هند جگر خوار از سلسله همین افراد است .

این جمله در تاریخ مشهور است که لشگر دشمن در روز عاشورا به حسین بن علی علیهما السلام

گفتند : ما به خاطر دشمنی با پدر تو با تو می جنگیم .

4 - چون  ظلم در زمان یزید به حد اعلای خود رسید و علنی به دین  و شخصیت افراد

اهانت صورت می گرفت( تا جائیکه مردم مسلمان می بایست در غم از دست دادن

میمون یزید لباس سیاه بر تن کنند و در سه روز عزای عمومی اعلام شده از

جانب یزید ؛ به عزاداری مشغول شوند) گریه های مردم مظلوم بلند شد که

خدایا فریاد رسی را برسان تا ما را از دست این نا نجیب نجات دهد ؛ این

گریه ها باث شد که ابی عبدالله قیام نمایند و قیام ایشان منجر به شهادت

آن بزرگوار گردید.

[ چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ] [ 18:18 ] [ ناجی فاصله ها ]

از لباس کهنه ات خجالت نکش ، از افکار کهنه ات شرمنده باش..(انیشتین)

 

هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد  خودت را برای توجیه خسته نکن..

 

مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود که در برابر آن چه مهم است ، سکوت می کنی...

 

پایانی برای قصه نیست چرا که نه گوسفندان عاقل میشوند و نه گرگها سیر..

 

کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید ..

 

خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد ..

 

بی شعوری یعنی لطف دیگران را وظیفه ی آنان پنداشتن..

 

سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رویا هستی..

 

[ جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ] [ 18:16 ] [ ناجی فاصله ها ]

 ..

اي منجي رهايي دين خدا بيا

جبران دردهاي دل هل اتي بيا

اي آخرين سلام مظلوم اهل بيت

آقا تو را به آبروي مصطفي بيا

از چاه هاي كوفه چه داري خبر بگو

اي با خبر به درد دل مرتضي بيا

ام الائمه جوان منتظر تو راست

اي محتواي مصحف زهرا بيا

از غربت غريب مدينه به ما بگو

اي آشناي زخم دل مجتبي بيا

سنگين ترين مصيبت تو داغ كربلاست

اي منتقم خامس آل عبا بيا

احياگر صحيفه سجاديه تويي

اي شرح حال واقعه نينوا بيا

بي تو دم از وصيت باقر نمي زنيم

اي ميزبان هيئت صحن مِنا بيا

شيخ الائمه گفت كه خدمتگذار توست

اي مقتداي صادق آل عبا بيا

باب الحوائجي كه دخيل تو بسته است

از چاه گفت يوسف زهرا تو را، بيا

تو نور چشم عالم آل محمدي

سوگند بر پيمبر و جان رضا بيا

از كودكي جواد الائمه به ياد تو

آقا قسم به گريه ابن الرضا بيا

تبعيدگاه هادي دين يك بهانه ماند

ديگر تو بر نجات امام الهدي بيا

حاجت به غير تو حسن عسگري نداشت

اي مانده از قديم ز بابا جدا بيا

سرداب سامرا، ز سحر تا سحر بسوز

سر داده ايم سلام صباح و مساء بيا

حالا قسم به درد اسيري عمه ات

با ذوالفقار حضرت مولا بيا..

[ پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ] [ 16:19 ] [ ناجی فاصله ها ]

هل من معین او را باید جواب دادن شیعه امام خود را تنها نمی گذارد.

اگر اندکی درنگ کنی، خواهی دید که امروز عاشورا و ارض زیر پایت کربلاست

و حسین بن علی (ع) هنوز هم منتظر لبیک توست تا دستت گیرد و کربلاییت کند.

 

خدایا نکند مبادا صدای هل من نصر ینصرنی امام زمانمان(عج) را نشنویم..

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 23:0 ] [ ناجی فاصله ها ]

راه کارهای عملی عاقبت به خیر شدن؟

 

1. همیشه نماز هایتان را در اول وقت بخوان خصوصا نماز صبح

2. توسل به ائمه معصومین (علیهم السلام) خصوصا امام حسین (علیه السلام) را مداومت داشته باش لااقل در رخت خوابت سلام و لعن آخر زیارت عاشورا را یک بار با توجه بخوان. (ساده است اما بسیار کار ساز)

3. هر شب قبل از خواب از هر گناهی که در طول روز انجام داده ای توبه کن و با زبانت (نه در قلبت) به خدا بگو که همه ی آنها را ببخشد.

4. اگر که متأهل هستی؛ خوش اخلاقی و مدارا و گذشت کردن با همسرت و خدمت به او و رضا نگه داشتن او را فراموش نکن هر چند که تقصیر ازتو نباشد و با هر بار مشاجره بدان که از رحمت خدا به دور می شوید.

5. زندگی نامه بزرگان را مطالعه کن مثلا کتاب سیمای فرزانگان آقای رضا مختاری

6. در مراسمات دسته جمعی مثلا دعا و هیئات عزاداری شرکت کنید. (تا حدی که خوشتان بیاید و هر وقت دید که خسته شدید و حوصله یتان سر رفت حتما مجلس را ترک کنید)

7. اگر بتوانی نماز شب بخوان نمی گویم همه ی یازده رکعتش را بلکه در حد یک رکعت نماز وتر با یک قنوت ساده. اگر هم هر شب نتوانستی لااقل یک شب در میان و اگر آن هم نشد لااقل شبهای جمعه.(فرض کن می خواهی روزه بگیری و برای پر کردن شکمت بیدار شوی پس نگو نمی شود زیرا سی روز ماه رمضان توانستی بیدار شوی و تو همان شخصِ در ماه رمضان هستی پس می توانی. از خدا بخواه می شود)

8. کتابهای اصلاح نفس خصوصا معراج السعاده نوشته ملا احمد نراقی را بخوان که آقای بهجت می فرمودند روزی نیم صفحه از این کتاب مطالعه شود البته از باب سوم به بعدش را بخوانید ؛ اولش مطالب سنگین دارد.

ان شا الله  این حقیر هم بتونم اینا رو رعایت کنم.. سخته اما شدنیه.!!

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 21:17 ] [ ناجی فاصله ها ]

خداوندا شرمگینیم که دیوار صبرهامان به قدر مهربانی ات بلند نیست

از فقر گریزانیم و در پی ثروت هراسان و بی امان می دویم

شهوت ها را راه می دهیم به قلب ها مان

و حکمرانی می کند نفسمان بر ما

خدایا شرمگینیم که خود را از تو پنهان می بینیم

شرمگینیم که گاهی تو را نمی بینیم

آینه ای به شفافی وجودت مقابلمان قرار ده تا بودنمان را در آن نظاره کنیم

چرا که شرمگینیم از اینگونه بودن...

[ سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ] [ 21:17 ] [ ناجی فاصله ها ]

در روایتی طولانی که از امیر مومنان علی علیه السلام کارهای زیادی عنوان شده که حاصل آن می تواند تنگدستی و فقر باشد. برخی از این موارد در زیر می آید:

سوگند دروغ تهیدستى آورد،

زنا تهیدستى آورد،

حرص ‏ورزیدن تهیدستى آورد،

به خواب رفتن بین نماز مغرب و عشاء تهیدستى آورد،

به خواب رفتن قبل از طلوع آفتاب باعث فقر شود،

عادت به دروغگویى تهیدستى آورد،

زیاد گوش دادن به غناء تهیدستى آورد،

رد کردن فقیرى که در شب ذکر خدا میگوید موجب تنگدستى شود،

عقل معیشتى نداشتن تهیدستى آورد،

از فامیل بریدن تهیدستى آورد.

[ جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ ] [ 22:9 ] [ ناجی فاصله ها ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

(هوالمحبوب)

خدا را در قلب کسانی یافتم
که بدون هیچ توقعی مهربانند.

تمام لذت دنیایم همین است،
که مولایم امیرالمومنین (ع) است.

آیت الله بهجت:اگرمادعوت حضور او
را نپذیریم ما چه هستیم؟!

راه رسیدن به امام زمان (عج) چیست ؟
امام زمان (عج) خود فرموده است:شما خوب باشید
ما خودمان شما را پیدا مى كنیم.(علامه طباطبایی)

خدایا از من بگیر هر آنچه را که تو را از من می گیرد

مردم خوابند وقتی میمیرند بیدار خواهندشد.

تا که از جانب معشوق نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد...

عشق و علاقه ای که با دروغ زنده باشد
با حقیقتی به پای چوبه دار می رود.

دم همه اونایی که تو خونه تکونی
دلشون ما رو دور نریختن گرم،
ما هم سعی می کنیم زیاد جا نگیریم!

خداوندا نادانی دیروزم،شادی امروزم را گرفت
پس نادانی امروزم رابگیر تا شادی فردایم راازدست ندهم!

آرامش سهم قلبی است كـه درتصرف خداست

همیشــــه دلتنگی به خاطر نبـودن شخصی نیست
گاه به علت حضور کسی در کنارت است
که حواسش به تـو نیست

همیشه یادمون باشه که نگفته ها
رو میتونیم بگیم اما گفته ها رو
نمى تونیم پس بگیریم

زندگی به من آموخـت هیچکس شبیه حرفهایـش نیست

یادت باشه دل هرکی رو بشکونی دلت رو میشکنن..

تا فاصله هست دلتنگی معنی دارد
تا دلتنگی هست دوست داشتن
معنی دارد تا دوست داشتن هست
نگاه عاشقانه لذت دارد
و تا عشق هست فاصله ستاره ها
را به چشمک زدن وا می دارد.

اگر پیاده هم هستی سفر کن
در ماندن میپوسی

انسان های کوچک به افراد می پردازند
انسان های متوسط به اعمال
ولی انسان های بزرگ به افکار

احساس عشق همه ما را دچار
این توهم گمراه کننده میسازد
که طرف خود را میشناسیم

برایت یک بغل گندم،دلی خشنود از مردم
برایت سفره ای ساده،حلال و پاک وآماده
برایت شور پاییزی که برگ غم فرو ریزی
برایت یک بغل احساس
دو بیتی های عطر یاس
برایت هر چه خوبی بود دعا کردم دعایم کن...

درد یعنی عاشقانه هایی که مینویسی
تا دیگران را به یادعشقشان بیندازد
و تو همچنان بنویس بدون اینکه
عشق کسی باشی
یا حتی در یاد کسی

برای دردهایم نشانه میگذارم تا یادم
بماند کجا دست خدا را رها کردم….

خدایا کمکم کن عهدی را که با تو
در طوفان بستم در آرامش فراموش نکنم.

خــدایا یـــــاریم کـــــن اگــر
چـیزی شکـسـتم دل نبـاشد.

پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار....
به اندازه یک نگاه...
به اندازه یک لبخند....
تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم
هیچ از خود پرسیده ای بی عشق چه خواهی کرد؟

روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام
این است که زیر لب بگویی:
"یادش بخیر..."

از ديروزها به دنبالت دويدم و
به اميد ديدارت به امروز رسيدم
ولي افسوس...!

میدانی؟آدم های ساده
ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری می کنند
ساده عشق می ورزند
ساده میمانند اما سخت دل می کنند

باران نمي شوم که نگويی:
با چه منتی خود را بر شيشه می کوبد
تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهی بيندازم
ابر می شوم،که از نگرانی يک روز بارانی،
هر لحظه پنجره را بگشايی و مرا در
آسمان نگاه کنی.

در ظلمت این دشت خاموش!
مرگ،چشمه ای زلال است
که دردهایت را در آن می شویی
و به سادگی، از خواب زندگی،
بیدار می شوی!

دلی که از بی کسی غمگین است
هر کسی را می تواند تحمل کند.

زندگی کتابی است که نویسنده اش خودت هستی.

مالکیت فقط مختص خداست..

هیـچ بــالـشـی،نـرم تــر از وجدان آسوده نـیست!!

بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است
که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد
نه شعور لازم برای خاموش ماندن .

در دنیای حقیقت در جستجوی معرفت
به دنبال عدالت میروم پله پله تا ملاقات خدا..

قـول بده،حداقل او را ، مثل من دوست نداشته باشی

وقتی که زندگی برات خیلی سخت شد،
یادت باشه که دریای آروم، ناخدای قهرمان نمی‌سازه.

میدانم اگر درونم را نسازم آبادانی بیرونم افسانه است.

خدایا کمکم کن!خدایــا
دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن..

هیچکس ویرانیم را حس نکرد..

تنها یک تنها می داند که تنهایی ،تنها درد یک تنها نیست.

از دلم پرسیدم که عشق را خلاصه کن
گفت آغاز کسی باش که پایان تو باشد.

رنج گل بلبل کشید و بوی آن را باد برد
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد.

نانوا هم جوش شیرین میزند ...بیچاره فرهاد

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد..
راهی نروم که بیراهه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد کاری نکنم که پشیمان شوم
روز و روزگار خوش است،همه چیز رو به راه است و بر وفق مراد فقط..
یادم باشد آنكس كه میخندد هزارغم دارد وآنكس كه میگرید یك غم..

من تو را دوست دارم..
دیگری تو را دوست دارد..
دیگری دیگری را دوست دارد..
و این چنین است که ما تنهاییم..

درد را از هر طرف نوشتم درد بود.

من تمامی لحظه ها را به عشق آمدن
و یا به عشق ماندنت زندگی کردم
اما تو تمامی لحظه هایت را به ازای تنفر از من باختی..

مـعبـودا..
مـرا بـه بـزرگـی نعمـت هـایی کـه داده ای آگـاه و راضـی کـن
تـا کـوچکـی چیـز هـایـی کـه نـدارم ، آرامشـم را بـر هـم نـزنـد.

میدونی سخت ترین لحظه ی زندگی چیه ؟؟
وقتی بفهمی واسه کسی که تموم زندگیته فقط یک تجربه ای..

در آغاز تقدیم به حضرت دوست که هرچه داریم
از اوست و تقدیم به تو ای عزیزمهربان که مرا در
لحظات پاک و گرانقدرت مهمان نموده ای تا با تو
باشم وبه خود ببالم از این مهم حضرت عشق را
تا ابد سپاسگذار باشم

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار

گاهی اوقات میخندیم به روزهایی که گریه میکردیم
گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدم

روحم بزرگ نیــــست!دردم عمیــق است
می خندم که جای زخــم ها را نبینی

گاهی فکر میکنم ....
دیگر چیزی برای فکر کردن وجود ندارد...
برای همین قلم در دست میگیرم تا بنگارم از بی فکری هایم...
شاید کسی را بیابم که هم فکر من باشد...

آیت الله بهجت(ره):
ما آمده ایم زندگی کتیم تا قیمت پیدا کنیم
نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنی؛
زندگی ما حکایت مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟
گفت : نه ، ولی تمام شد!

زندگی بافتن يک قاليست
نه همان نقش و نگاری که خودت ميخواهی
نقشه را اوست که تعيين کرده
تو در اين بين فقط می بافی
نقشه را خوب ببين
نکند آخر کار
قالی زندگی ات را نخرند !

گاه دلتنگ می شوم دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها ،
گوشه ای می نشینم ، و حسرت ها را میشمارم ،
باختن ها و صدای شکستن ها را ،
نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
و کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم.

زندگي صحنه يكتاي هنر مندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوست به جاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد..

من پذیرفتم شکست خویش را
پند های عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
چون که تو تنها تر از من میروی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
معنی برخورد های سرد را..

چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندکی سکوت

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی..

بعضی ها را هرچقدر بخوانی خسته نمی شوی
هرچقدر گوش دهی عادت نمی شوند
هرچه تکرار شوند باز بکراند و دست نخورده
شنیده ای؟
بعضی ها بی نهایت اند.

زمانی وارد خانه غریبی می شدند یاالله می گفتند
اما حالا از در خانه که خارج شدی باید بگی

خدا معجزه کرد آدم آفريد
تو معجزه کن آدم بمون..

مگذار سنگینی سبک ترین
خاطره ی گذشته
تو را در بند کشد..

تو این دنیا چگونه زیستن را بیاموزیم
چون چگونه مردن را همه بلدند.

از وقتی از دست دادنِ تو برایم راحت شده ،
دیدنِ مرگِ احساساتم ،سخت نیست..

ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
و هنوزم تو عالم بچگی بودیم.

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی
که بلغزد بر من من خودم بودم و یک حس
غریب که به صد عشق و هوس می ارزید
من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند
و نه الوده به افکار پلید... من به دنبال نگاهی
بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید
و خدا می داند...
سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود...

تو سهم من نبودی ، به قصه ها سپردمت..

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست
و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند
پس بی نظیر باش.

من می نویسم به امید اینکه روزی
عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد
و احساس کند پاسخ سوالش را یافته
یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست
که مثل او فکر می کند..

خدایا آسمانت متری چند؟
زمینت دیگر بوی زندگی نمی دهد.

آنقـــــدر حــــرف در دلــــم مانده
کــــه در دهانــــم
گـــره مي خورد
و لب هايــــم را
به هـم ميدوزد و تو خيـال ميکني
مــــرا بـــا تو حـــرفي نيست..!

اگر روزی قرار باشد که عقل را بخرند
یا بفروشند، همه ما به تصور اینکه
عقل زیادی داریم، فروشنده خواهیم شد.

تنها چیزی که باعث می‌شود آدم ها
عشق را تجربه کنند، تاب اش را داشته
باشند، ایمان است.

من و خداوند هر روز صبح فراموش می کنیم
او خطاهای مرا و من الطاف او را.

وقتی داری گناه می کنی و چپ و راستت
رو نگاه می کنی، یکبار بالا رو نگاه کن.

هیچگاه امید کسی را نا امید نکن،
شاید امید تنها دارایی او باشد.

یک هیزم شکن وقتی خسته می شه
که تبرش کند بشه نه اینکه هیزمش زیاد بشه
تبر ما آدمها باورهامونه نه آرزوها مون

می‌گویند زن‌ها در موفقیت و پیشرفت
شوهرانشان نقش بسزایی دارند..

خدایا ؛کسی را که قسمت کس
دیگریست،سر راهمان قرار نده تا
شبهای دلتنگیش برای ماباشد
و روزهای خوشش برای دیگری..

زلال که باشی سنگهای کف رودخانه ات
را می بینند،بر میدارند و نشانه میروند
درست به سوی خودت ..

لـباسی را که از تنت در میاری و بی توجه پرتش میکنی
من آرزوی بـــویـــیـــدنــش را دارم . .

با همه فقر ، هیچ گاه محبت را گدایی نکن
و با تمام ثروت،هیچ گاه عشق را خریداری نکن

به سلامتی رفیقی که وقتی میره رو ترازو،
معرفتش از وزنش بیشتره!!

هرچه فهم انسان بیشتر می شود
دردش عمیق تر می گردد.

اونی که بیشتر عاشقه کمتر وفا میبینه
اونی کمتر وفاداره بیشتر محبت میبینه

حالا دیگه فکری به ورشکستگی نمی کنم
چون بخش زیبایی از زندگیم رو تو اونجایی
پیدا کردم که بوی ورشکستگی مادی میده
اما دنیایی از صداقت و معنویت توش موج میزنه

از با تو بودن دل برایم عادتی ساخت
که بی تو بودن را هرگز باور ندارد.

یادم باشد در طوفانها لبخند را فراموش نكنم.

آنسوي همه دلتنگي ها خدائي هست
که داشتنش جبران همه نداشتن هاست.

شايد کسي را که روزي با تو خنديده باشد
را از ياد ببري ، اما هرگز آن را که با تو اشک
ريخته باشد فراموش نخواهي کرد.

مرا به دار می آویزند
تا یادت را از یادم ببرم
اما چه ساده اند این ساده اندیشان
که نمیدانند
که یاد تو حک شده ذهن من است

سالهاست از سقف لحظه هایم
یاد تو میچکداگر باران بندبیاید
از این خانه میروم..

برای نابینا الماس و شیشه
یکی است..
پس اگر کسی ارزش تو را ندانست
تو بی ارزش نیستی او نابینا ست.

وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی
ببین چه چیز را از دست داده ای که
چنین موفقیتی را بدست آورده ای.

اگه دل کسی رو شکستی، یه میخ بکوب به دیوار
اگه از دلش درآوردی میخ رو از دیوار بیرون بیار
اما اینو بدون، جای اون میخ، همیشه روی دیوار میمونه

برای کسی که رفتنی است، راه باز
کنید ایستادن و منتظرماندن،
ابلهانه ترین کار دل است

گاه برای ساختن باید ویران کرد
گاه برای داشتن باید گذشت
گاه در اوج تمنا باید نخواست.

در این دنیا همه چیز اول کوچک
است، بعد بزرگ میشودبه جزمصیبت
که اول بزرگ است، بعد کوچک میشود.

شرط دل دادن،دل گرفتن است
وگرنه یکی بی دل میماند و یکی دو دل.

تو ارباب سخنانی هستی، که نگفته ای
ولی حرفهایی که زده ای، ارباب تو هستند.

همیشه دلیل شادی کسی باش،
نه شریک شادی او
و همیشه شریک غم کسی باش،
نه دلیل غم او

از خـدا پرسیدند
اگر در سرنـوشت ما همه چیـز را از قبل نوشته ای
آرزو كردن چه سود دارد؟
خــداوند خنديد و فرمـود :
شايد در سرنوشتــت نوشته باشم هرچه آرزو كـردى.

خاطرم نیست که تو از بارانی یا که از نسل نسیم
هر چه هستی گذرا نیست هوایت٬ بویت
فقط آهسته بگو: با دلم می‌مانی

اعتباری بی ادعا همچنان معتبر است.

اسیرظلمتم ای دوست پس كجا ماندی؟!
كه من به اعتبار تو فانوس نیاوردم

همیشه به آنهایی فکر کن که هیچگاه
فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم،
پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم.
غافل ازاینکه خوبها آسان میایند،
بی رنگ میمانند و بی صدا میروند..

یا صاحب الزمان! بهار طراوتش را مدیون یک گل است
بیا ای گل زیبای نرگس..

هیچکس ویرانیم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه ی پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه ی پایانیم را حس نکرد..

تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره
انداخته است ، شوق دست های تو

مواظب باشیم تا سایه هایمان را باد نبرد.

تقریبا همه می توانند در برابر فلاکت و بدبختی
مقاومت کنند. اگر می خواهی فردی را امتحان کنی،
به او قدرت بده ..

بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش میگذرد
روزی تنهایت خواهد گذاشت و این هنجار دردناک زندگی است..

حرف‌های ما هنوز ناتمام ...
تا نگاه می‌کنی ، وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!

در سمت توام
دلم باران
دستم باران
دهانم باران
چشمم باران...
روزم را با بندگی تو پاگشا میکنم،
هر اذانی که میوزد؛ پنجره ها باز میشوند، یاد تو کوران میکند...
هر اسم تو را که صدا میزنم، ماه در دهانم هزار تکیه میشود،
کاش من همه بودم، با همه دهانها تو را صدا میزدم...
کفشهای ماه را به پا کرده ام، دوباره عازم تو ام،
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست...
زندگی همین حالاست!!

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من..
از خاک بیشتر نه؛ که از خاک کمتریم..

خدایا چنان کن عاقبت کار تو
خشنود باشی و ما رستگار..

چقدر زود دیر میشود..

گاهی برای رهایی سفر باید کرد
گاهی برای تنهایی در جمع باید بود
گاهی برای عشق .دوست فقط باید داشت
گاهی برای بودن باید رفت
گاهی برای ماندن باید تحمل کرد..
عشق یعنی نرسیدن !
گاهی برای عاشق شدن فقط باید دوست داشت..

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم
خداوند با تمام عظمتش ناراحت
میشودو عاشقانه انتظار میکشد
که به رحمتش امیدوار شوم..

عشق در دل ماند و یار از دست رفت.

ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست
ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست
نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه
ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست..

روزگار به من آموخت به هر چه دل میبندی
باید به همراهش توانایی دل کندن
را نیز داشته باشی..

عمیق ترین درد زندگی دلبستن به کسی است
که بدانی هرگز به تو تعلق ندارد..

تو مرا میفهمى من تو رامیخواهم و
همین ساده ترین قصه ى یک انسان است،
تو مرا میخوانى من تو را ناب ترین شعر زمان
میدانم و تو هم میدانى تا ابد در دل من میمانى

تنها راه رسيدن به آرامش در اين آشفته
بازار دنيا اين است كه به خدا اعتماد كني

یوسف می دانست تمام درها بسته هستند
اما بخاطر خدا،حتی بہ سوی درهای بسته دوید
و تمام در های بسته برایش بازشد

به دنبال کسی باش که تو را
به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند
نه به خاطر جذابیت های ظاهریت

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را
بشناسی و سپس شخص مناسب را
به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکرگزار باشی

خدایا!مرگ را برایم مبارک گردان!
خدایا!مرا در سختیهای مرگ کمک کن!
خدایا!مرا در غم و اندوه عالم قبر، یاری فرما!
خدایا!مرا در تنگنای قبر حمایت فرما!
خدایا!مرا در تارکی قبر یاور باش!
خدایا!مرا در وحشت قبر یاری نما!

حضرت محمد(ص):مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند.

تمام انبيا ابراز کردند که با نام علی اعجازکردند.

وقتي گداي فاطمه بودن براي ماست
احساس مي كنم كه دو عالم گداي ماست.

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

در دیاری که نیست کسی یار کسی
کاش یارب نیفتد به کسی کار کسی

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش !
شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون
دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره
بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچوقت هیچ کس
تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه!

به یاد سهراب..
روزگارم بد نیست..
تکه نانی دارم ، خرده هوشی،سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که در این نزدیکیست
لای این شب بوها ،پای ان کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ ،جانمازم چشمه ،مهرم نور
پیشه ام نقاشی است
گاهگاهی قفسی می سازم از رنگ
می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در ان زندانی ست
دل تنهایی تان تازه شود.

من تنها یك چیز می‌دانم و آن اینكه هیچ نمی‌دانم.

برای تو می نویسم که می دانم مثل منی
هم صدا بامن و همنشین با اشک .
برای تو می نویسم که عاشق ترینی
غمگین ترینی و یا تنهاترینی

یادمان نرود در تصاویر حكاكی شده بر
سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست.
هیچكس سوار بر اسب نیست.
هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید.
هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست.
هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست
و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد.
از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه
برده داری در ایران مرسوم نبوده است
در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای
تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.

مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد،
جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم,
ندانسته آلوده شدم،
نشناخته وابسته شدم،
و نخواسته رانده شدم!

دعا کردم که تنها مال من شی,
تو تعبیر قشنگ فال من شی,
دعا کردم بدونی چشم به راتم
هنوز دلبسته بغض صداتم,
اگر بازم دلت با دیگرونه
چشات دنبال از ما بهترونه
بزار با یاد تو دلخوش بمونم
فقط دلتنگیات با من بمونه

آن چنان غرق آرزو هستیم که فراموش
می کنیم خود آرزوی کسی هستیم.

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه همه ات را آتش میزند

دنبــــــال بهانـــــه نباش عزیزم!
چشم که گذاشتـــــــم بــــــرو...
و هـــــــروقت که خواســـتی برگـــــــــرد
مــــــن تا بی نهایــــــــت شمــــــردن را بلـــدم...

گــــــــــاهی...
یـــک نگــــــاه ســــــرد
روی زمستـــــان را هم کـــم میکند...!

مــــــــرا
هیـــــــــچ چیـــــــز عـــــذاب نمی دهــــــد
جـــــــز اینکــــــــه
همیشـــــــــه دانستـــــــه خطـــــا کردم
ندانستـــــــه آلـــــــوده شدم
نشــــــناختــــــه وابســــــته شــــــدم
و ناخواســـــــته رانـــــــده شدم...

شـادی ام
دیـــــدن رویـــت بـــود
نه نوشـته ای کــه فریـبــم بدهد
مـــن انســـان نخستیــــن نیستـــم
کـــــــــه وجـــــــــودم
تشــــــــنه کــــــلام باشــــــــد...

نگــــــــران نبودنـــت نبـــاش
نفـــرینــــت نمی کنــــم
همیـــــن که دیـــــگر جایــــت
در دعـــــاهایــــم خالیـــست
برایــــــت کافیـــســت...

روزگار آنچنان شاهرگ کلامم را برید
که سکوتم بند نمی اید..

به کدامین گناه
از بهشت آغوشت رانده شدم؟
من که حتی وسوسه سیب نداشتم

تو میری و من فقط نگات می کنم،
تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم،
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن
دارم، اما برای تماشای تو همین یک
لحظه باقیست...

نمی دانم کجای بازی ما اشتباه بود
که تو دیگر همبازی من نیستی و من هنوز
گرگم به هوای تو...

دل کنــــدن
اگر حــادثه ای آســـــــــان بود
فرهـــــــاد به جـای بیـستون
دل مـی کند...

به سراغ من اگر می آیــــــی..
دگر آسوده بیـا
چند وقتیــست که فولاد شـده
چینی نازک تنهــــــایی من!

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

و عشق..صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند.
نه! وصل ممکن نیست همیشه فاصله ای ست!

آن روزها نگاهـت،نـوازشت سیرم
نمیکرد!این روزها ولی کم توقـع
شده اَم به شنیدن صدایت یا
دیدنت از دور دل خوش میکنم

روزی باید به خواب رفت.دیر یا زود.
پایانی بر تمام این بیداری ها.

نیاز نیست انسان بزرگی باشیم٬
انسان بودن خود نهایت بزرگیست.
می توان ساده بود ولی انسان بود
به همین سادگی

امروز دلم مانده و یه دنیا حرف..
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا..
چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین
کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین..

با چه زبوني بهت بگم عاشقتم؟
عشق را با تو شناختم و
محبت را در چشمان تو يافتم
به پاکي چشمانت قسم
که تا ابد
دوستت خواهم داشت.

عشقت را رها کن،
اگر خودش برگشت، مال تو است
و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده

دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که
تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند

توی لحظات آسمونی دلشکستگی تون دعام کنید.

حواستون باشه عاشق طرز فكر آدمها نشید
اکثر آدمها زیبا فكر میكنند
زیبا حرف میزنند
امادر مرحله ی عمل
زیبا زندگی نمیكنند.!

تازه که باشی ٬بهار در توست...
سبز می شوی ٬ شکوفه میدهی٬
قد می کشی تا اوج ! تازه که باشی ،
همیشه در اوجی ..

توراحس میکنم هردم..
که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی..
من از شوق تماشایت..
نگاه از تو نمیگیرم..
تو زیباتر نگاهم میکنی اینبار..
ولی..افسوس..این رویاست..
تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم..
تو با من مهربان بودی..
واین رویا چه زیبا بود..
ولی.. افسوس.. که رویا بود.

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند
من از دست رفته ام ، شکسته ام
می فهمی ؟
به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند.

نیـمی از یــادتــ را بـــه تمــامی دنیـا نخـواهمــ داد
بیــــ آنکــه بخــواهمــ به یـــادم بــــاشی..

دلم را مینوازم در سازی که پرده هایش را
دست غم کوک کرده است و نگاهم را نذر دلهایتان میکنم
غربت پاک عاشقی را پاس میدارم..
و حس تنهائی را تقدیم تنهائی احساستان کنم.

آنقدر قوی باش تا هر روز با زندگی روبرو شوی
زندگی یک مسابقه نیست،
بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را
باید لمس کرد، چشید، و لذت برد.

بدنبال کاملترین باشی هرگز به آن
نخواهی رسید
هیچ چیز کاملترین نیست

عمیق ترین درد زندگی
دل بستن
به کسی ست
که بدانی
به تو تعلق ندارد!

مکاني برايت بهتر از دلم
سراغ ندارم
تنگي اش را
به بزرگي مهربانيت ببخش

قدر سکوتم را
در بهار نگاهت دریاب
که به اندازه سکوتم
دوستت دارم

دردناک ترین حس،حس فـــــرامـــوش شدنه!
نه اینکه از فراموش شدن بترسه، نه!
فقط بخاطر اینکه خودش انقدر با مرام و با معرفت
هست که نمیتونه به سادگی،کسایی رو که یک
روز بهشون حسی داشته و تو زندگیش بودن ،
فراموش کنه!

می دانی چرا دم غروب دلت می گیرد
غروب بود، به اسیری گرفتند دختران حسین را







http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران

استخاره آنلاین با قرآن کریم


.

.

اوقات شرعی
دعای فرج تاریخ روز
دعای عظم البلا
ذکر کاشف الکرب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس